تست جالب

آرامش داشته باشید و ساکت بنشینید.
1- در متن زیر C را پیدا کنید. از مکان نمای موس استفاده نکنید.
OOOOOOOOOOOOOOOOOOO OOOOOOOOOOOOOOOO OOOOOOOOOOOOOOOO
OOOOOOOOOOOOOOOOOOO OOOOOOOOOOOOOOOO OOOOOOOOOOOOOOOO
OOOOOOOOOOOOOOOOOOO OOOOOOOOOOOOOOOO OOOOOOOOOOOOOOOO
OOOOOOOOOOOOOOOOOOO OOOOOOOOOOOOOOOO OOOOOOOOOOOOOOOO
OOOOOOOOOOOOOOOOOOO OOOOOOOOOOOOOOOO OOOOOOOOOOOOOOOO
OOOOOOOOOOOOOOOOOOO OOOOOOOOOOOOOOOO OOOOOOOOOOOOOOOO
OOOOOOOOOOOOOOOOOOO OOOOOOOOOOOOOOOO COOOOOOOOOOOOOOO
OOOOOOOOOOOOOOOOOOO OOOOOOOOOOOOOOOO OOOOOOOOOOOOOOOO
OOOOOOOOOOOOOOOOOOO OOOOOOOOOOOOOOOO OOOOOOOOOOOOOOOO
OOOOOOOOOOOOOOOOOOO OOOOOOOOOOOOOOOO OOOOOOOOOOOOOOOO
OOOOOOOOOOOOOOOOOOO OOOOOOOOOOOOOOOO OOOOOOOOOOOOOOOO

2- اگر درمتن بالا C را پیدا کردید، حالا 6 را پیدا کنید.
9999999999999999999 9999999999999999 9999999999999999 9999999999999999
9999999999999999999 9999999999999999 9999999999999999 9999999999999999
9999999999999999999 9999999999999999 9999999999999999 9999999999999999
9999699999999999999 9999999999999999 9999999999999999 9999999999999999
9999999999999999999 9999999999999999 9999999999999999 9999999999999999
9999999999999999999 9999999999999999 9999999999999999 9999999999999999
3- حالا حرف N رابیابید. کمی مشکل‌تر از قسمت‌های بالا می‌باشد.
MMMMMMMMMMMMMMMMMMM MMMMMMMMMMMMMMMM MNMMMM
MMMMMMMMMMMMMMMMMMM MMMMMMMMMMMMMMMM MMMMMM
MMMMMMMMMMMMMMMMMMM MMMMMMMMMMMMMMMM MMMMMM
MMMMMMMMMMMMMMMMMMM MMMMMMMMMMMMMMMM MMMMMM
MMMMMMMMMMMMMMMMMMM MMMMMMMMMMMMMMMM MMMMMM
این یک شوخی نیست.
اگر قادر بودید که این سه تست را پشت سر بگذارید، شما دیگر هیچ وقت نیاز به
دکتر اعصاب و روان نخواهید داشت.
مغز شما عملکرد خوبی دارد و ازبیماری آلزایمر در امان خواهید بود.

تاثیر رقص بر سلامتی

تاثیر رقص بر سلامتی :

 

رقصیدن با موسیقی به قدیمی ترین غریزه ی ذاتی ما برمی گردد: از بدو زمانی که بشر پا بر این کره ی خاکی گذاشت، رقص جزئی از فرهنگ بوده است. این جنب و جوش و حرکات زیبا، علاوه بر اینکه تفریح جالبی است و برای جسم و فکر ما مفید است، حواس بینایی، شنوایی و بساوایی را نیز تقویت می کند. در این مقاله قصد داریم تا شما را با تاثیرات مثبت رقص بر سلامتی آشنا کنیم.

رقصیدن یکی از بهترین راه های آوردن فعالیت فیزیکی در زندگیمان است. یکی از دلایل همه گیر شدن این ورزش ریتمیک، انواع متعدد و مختلف آن است که با سلایق مختلف مردم سازگار است.

 

برای همه مفید است

برای سلامت ماندن، متخصصین پیشنهاد می کنند که هر کس حداقل پنج بار در هفته، به مدت 30 دقیقه در فعالیت های فیزیکی با شدت متوسط شرکت کنند. این فعالیت ها ضربان قلب و تنفس شما را افزایش داده و شما را گرم می کند. لازم نیست حتماً به نفس نفس زدن بیفتید و شُر و شُر عرق بریزید. همین که بتوانید 30 دقیقه این حرکات را ادامه دهید کافی است. و جالب است بدانید که رقص نیز می تواند جزئی از این فعالیت های فیزیکی باشد.

اکثر سبک های رقص، حتی نوع آرام آن والس، شدتی تقریباً برابر با 3 مایل در ساعت پیاده روی متوسط دارد. افرادی که حتی در چاردیواری یک اتاق به تنهایی می رقصند، ضرر نمی کنند، چون با این کار  ضربان قلب و تنفسشان را بالا می برند. رقصیدن به طور مداوم، خطر ابتلا به بیماری های قلبی-عروقی، فشار خون بالا، دیابت نوع دوم و سرطان را کاهش می دهد. علاوه بر این مزیت ها، آنقدر از این کار لذت می برید که حتی فراموش میکنید در حال ورزش کردن هستید!

 

کالری سوزی می کند

رقص همچنین باعث خوش هیکل و لاغر ماندن شما نیز می شود. با بالا رفتن سن، جلوگیری از اضافه وزن کار بسیار مشکلی می شود چون بالا رفتن سن با کاهش حجم عضلانی و افزایش حجم چربی بدن مرتبط است. اما یکی از فواید رقصیدن، کالری سوزی آن است. در یک جلسه 30 دقیقه ای رقص، یک فرد متوسط با وزن 60 کیلوگرم حداقل 99 کالری خواهد سوزاند. البته این مسئله در سبک رقص های مختلف تفاوت متغیر است. با رقص های پر جنب و جوش تر مسلماً میزان بیشتری کالری خواهید سوزاند.

 

برای استخوانها و مفاصل مفید است

رقصیدن احتمال ابتلا به پوکی استخوان را کاهش می دهد، به این دلیل که گام های رقص بر استخوانها فشاری وارد می کند که کمک می کند تا مستحکم و متراکم بمانند. هرچه استخوانهای شما متراکم تر باشند، استحکام بیشتری خواهند داشت و در مواقع افتادن یا زمین خوردن کمتر دچار شکستگی می شوند.

همچنین حرکات پر جنب و جوش رقص برای عضلات و مفاصل نیز مفید هستند و از ابتلا به ورم مفاصل جلوگیری میکند.

 

فرد را فعال می سازد

جنب و جوش رقص فرد را به تکاپو می اندازد و حفظ تعادل و هماهنگی هنگام رقص، قدرت بدنی او را افزایش می دهد. این مسئله باعث می شود که افراد در زندگی روزمره نیز راحت تر بتوانند تعادل خود را حفظ کنند و کمتر زمین بخورند و همچنین پر جنب و جوش تر و فعالتر شوند.

 

فواید ذهنی

رقص های پر جنب و جوش و تند، مغز را نیز همانند جسم فعال نگاه می دارد. ورزش گردش خون را افزایش می دهد و به این ترتیب اکسیژن راحت تر و سریعتر به مغز میرسد. همچنین یادگیری حرکات مختلف و گام های دشوار رقص، باعث می شود ذهن نیز به تکاپو بیفتد. محققین دریافته اند که رقص از بروز بیماری آلزایمر و جنون جلوگیری می کند.

ورزش نه تنها زوال مغز را کندتر می کند، بلکه قدرت مغز را نیز افزایش می دهد. تجربه نشان داده است که گوش دادن به موسیقی حین رقص، این توانایی را چند برابر میکند.

 

فواید اجتماعی

یکی دیگر از فواید عالی رقص، درمورد زندگی اجتماعی است. با اینکه تنهایی رقصیدن هم فواید کافی برای سلامتی شما دارد، اما رقص گروهی و دو نفره باعث می شود علاوه بر این فواید جسمانی، روحتان را نیز با پیدا کردن دوستی های تازه یا مستحکم تر کردن دوستی های گذشته تقویت کنید. احساس عضویت داشتن در یک جمع، گروه یا اجتماع، یکی از کلیدهای رسیدن به زندگی سعادتمندانه است. اگر موقعیت مهمانی رفتن برایتان پیش نمی آید، می توانید با شرکت در کلاسهای رقص، از این فایده ی این ورزش زیبا و ریتمیک نیز استفاده ببرید.

 

تقویت روحیه

اکثر سبک های رقص فواید زیادی برای تمدد اعصاب دارند. هنگام رقص می توانید ذهنتان را به هر کجا که دوست دارید پرواز دهید و به آرامش درونی برسید. محققین دریافته اند که رقصیدن مداوم، از بروز بیماری های روانی مثل افسردگی جلوگیری به عمل می آورد. همچنین فرد با یادگرفتن حرکات و گام های دشوار رقص، به احساس موفقیت دست می یابد که برای تقویت روحیه و اعتماد به نفس عالی است.

 

هنوز برای رفتن به کلاس رقص دیر نشده است!

می دانم که با خواندن این مطالب علاقه تان به رقصیدن چند برابر شده است و دوست دارید از کوچکترین زمان ممکن نیز برای این ورزش فوق العاده استفاده کنید. اما چرا به تنهایی؟ با شرکت در کلاسهای رقص می توانید هم دوستان جدید پیدا کنید، و هم قوانین رقص را اصولی بیاموزید. پس از همین امروز اقدام کنید، هنوز دیر نشده است!

 

نکات خواندنی در مورد کودکان

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

فرزند 9 ساله ام شب ها دندان هایش را به هم می فشارد منشا ان چیست و چگونه می توان ان را از بین برد؟

 

ج: منشا اصلی دندان قروچه فشار روانی است که بیشتر به سبب اختلاف پدر و مادر، فرزند دوم و ازار اطرافیان پدید می اید با توجه به تاثیر دندان قروچه بر

دندان ها و فک بکوشید با استفاده از راه کار های ذیل ان را از بین ببرید:

 

1-  کسب ارامش قبل از خواب: به کودک خود بیا موزید ماهیچه های صورت خود را شل و رها کنید تنفس با دهان باز برای 3 دقیقه به او  ارامش می دهد

2-   رفتن به دستشویی قبل از خواب: فشار ادرار در خواب ممکن است سبب

دندان قروچه شود زیرا از ترس ریخته شدن ادرار کابوس می بیند و فشار روحی ناشی از کابوس این مشکل را پدید می اورد.

3-معاینه پزشکی: انگل هم می تواند عاملی برای دندان قروچه باشد که در این صورت مراجعه به پزشک مطلوب است.


مادری هستم دارای پسری 7 ساله و می خواهم بدانم که مقدار پوشش من در برابر فرزندم چقدر باید باشد؟
ج: بین برخی از خانواده ها تصور نادرستی وجود دارد که چون اعضای خانواده با هم محرم هستند هیچ گونه محدودیتی از نظر پوشش وجود ندارد و اعضای خانواده می توانند به تمام بدن همدیگر
نگاه کنند.بین تمام افراد خانواده فقط زن و شوهر هیچ گونه محدودیتی
در دیدن اعضای بدن هم ندارند و بربقیه اعضا واجب شرعی است
که از نگریستن به مواضع خاص بدن دیگری بپرهیزد. به جز مواضع
خاص بدن که پوشاندن آن ها از فرزند بر مادر واجب است توصیه
می شود قسمت های تحریک کننده بدن نیز پوشانده شود این مساله
در باره پدر دختر نیز صادق است.
گاهی پوشش در حد مناسبی است اما نوع آن بدن نما یا چسباندن
و تنگ است که می تواند آثار سویی بر کودک داشته باشد.
مساله پوشش نامناسب مادر یا پدر برای پسر یا دختر از 6 سالگی به بعد اهمیت ویژه ای می یابد زیرا ممکن است سبب بلوغ زود رس
شود و زمینه انحراف جنسی کودک را در دوران نوجوانی فراهم سازد باید توجه داشت که این مساله با دستور دین مقدس اسلام
مبنی بر آراستن زن برای مرد و داشتن پوشش باز برای همدیگر
منافاتی ندارد و مخصوص خلوت زن و مرد یا عدم حضور کودک
است.


مقصود از لوس شدن کودک چیست و از چه زمانی لوس می شود؟

ج: کودک با بغل کردن، بوسیدن، توجه، پاسخ به گریه و حتی ناز کشی،لوس نمی شود و این گونه اعمال،سبب رضایت خاطر، شادابی
و سلامت روحی و خود باوری او خواهد شد.
علت لوس شدن کودک زیاده روی در محبت، بازی، و توجه دائم است.
توصیه می کنم در دو ماه اول زندگی کودک به جهت نارحتی جسمی،کولیک(دل پیچه) نفخ و ... به طور کامل و بی درنگ به او توجه کنید. اما از سه ماهگی به بعد تامل کنید چرا که مشکلات
جسمی کودک تا حدودی از بین می رود و ممکن است گریه های او
برای تجدید خاطره های خوش دو ماه اول زندگی باشد که مادر او
را بغل می کرد و راه می برد. در صورت گریه کودک پس از اطمینان از عدم مشکل جسمی او تسلیم گریه هایش برای بغل کردن
و راه بردن نشوید می توانید کنارش دراز بکشید و با نوازش و لالایی
او را بخوابانید. آثار لوس شدن کودک بد خلقی و ناله برای هر چیزی
در خواست های غیر منطقی و افراطی بی احترامی به حقوق دیگران
و همسالان انحصار طلبی (به جهت کامیابی مطلق) عدم اتکا به نفس
و استقلال عدم سازش با محیط اجتماعی ضعف مقابله با پیشامدها و ..
است.


چند ماه است از همسرم جدا شده ام و پسر 10 ساله ام به شدت دچار افت تحصیلی شده است نمیدانم این مشکل چگونه برخورد کنم لطفا راهنمایی ام کنید؟
ج: هیچ گونه تردیدی وجود ندارد که کودکان طلاق دچار نابهنجاری
عاطفی (کابوس، افسردگی، اختلال در خوراک، شب ادراری، افت
تحصیلی و ...) می شوند و افت تحصیلی به ویژه در پسران بیشتر است پدیده طلاق در کودکان پیش دبستانی به جهت پایین بودن رشد
شناختی و عدم درک کودک از آن آثار منفی افزون تری دارد.
برای تخفیف این فشارهای روحی و در نتیجه کم شدن افت تحصیلی
توصیه می کنم با رعایت مسائل ذیل فضای آرامی را برایش پدید آورید.
1- وقتی خشمگین می شود جلوی  او را نگیرید و اجازه دهید تخلیه شود. او به طور قطع والدین را مقصر می داند و با اعتراض
می گوید: شما که می خواستید از هم جدا شوید چرا مرا به دنیا آوردید؟
2- از احساس گناه بپرهیزید. ای کاش طلاق صورت نمی گرفت اما اکنون که انجام شده است آن را فاجعه بزرگ ندانید و بکوشید خودتان را با وضعیت جدید وفق دهید.
3- نفرت خود را از همسر پیشین از خود بیرون کنید . نفرت فشار روحی می آورد و این فشار بر فرزندتان اثر خواهد گذاشت.
4-  از بدگویی همسر پیشین در حضور کودک بپرهیزید با توجه
به رابطه قانونی فرزند با مادر، بدگویی شما به شخصیت مادر لطمه می زند و مادر بی شخصیت آثار بدی خواهد داشت.
5- اگر فرزند شما پس ازملاقا ت هفتگی با مادر، از او بدگویی کرد
تاییدش نکنید.
6- بکوشید با همسر پیشین درباره تربیت فرزند توافق پیدا کنید در صورت نامطلوب بودن روش تربیتی او با رفتار مناسب و معقول
الگوی فرزندتان باشید تا در زندگی خود به شما اقتدار کند.


سر 13 ساله ام سخنان زشتی را بر زبان جاری می کند علتش چیست و چگونه می توانم با او بر خورد کنم؟

ج:1- الگوها: اگر والدین و نزدیکان با خود او یا با دیگران این گونه برخورد کنند و سخنان زشتی را بر زبان جاری سازند او نیز چنین خواهد کرد پس باید محیط اصلاح شود.

2- نمایش استقلال: گاهی نوجوان برای تثبیت استقلال خود به این کار دست می زند که باید با راه کارهای ذیل او را متوجه زشتی این عمل کرد.

3- عصبانیت: با توجه به اهمیت و تاثیر فراوان این عامل در بد دهنی نوجوان، بکوشید زمینه های عصبانیت او را از بین ببرید.

4. همسالان: نوجوان از همسالان فحاش تاثیر جدی می پذیرد بنابر این با نرمی و عطوفت و آگاهی دادن درباره رفیقان بد رابطه اش را با آنان قطع کنید


برای کودکان و نوجوانان چه نوع بازی هایی مفید است؟

 

 

ج: 1- بازی فعال: نشستن، سینه خیز رفتن،ایستان، دویدن، بالا رفتن، پریدن،پرتاب کردن، الاکلنگ،سرسره، تاپ،طناب، دوچرخه، توپ و... در صورت استفاده کودکان از بازی فعال متوجه باشید که با خشونت همراه نشود و خطر ساز نباشد.

 

2-   بازی تقلیدی: خاله بازی،دکتر بازی،حمام کردن عروسک،مهمانی رفتن، جنگ، پلیس بازی،آتش نشانی،و...

3-   بازی سازنده: خانه سازی با گل و گچ و خمیر، خاک و ماسه، اسباب بازی های چند تکه و...

4-   بازی قاعده مند: عمو زنجیر باف، گرگم به هوا، قایم باشک،عمو رنگی،بالا بلندی و ...

5-   بازی فکری: نخ کردن مهره ها، جورچین (پازل) کیت، نقاشی و...

6-   بازی الکترونیکی: سگا، پلی استیشن، رایانه و ...

7-   بازی با بزرگترها: اسب سواری، دوچرخه، تنیس و ...

 


تا چه حد جلوی شیطنت کودکان را بگیریم؟

ج: به جز کارهایی که ضرر قابل توجه و خطر دارد  کودکان را در بقیه
کارها  آزاد بگذارید. در وجود کودک نیروهای نهفته ای وجود دارد که باید رها شود و اگر رها نشود در آینده مشکل ساز خواهد بود  شیطنت
کودکان سبب شادابی آنان می شود و چون در کودکی بچگی کرده اند در بزرگی بچگی نخواهند کرد.
رسول خدا فرمود: شیطنت کودک در کودکی سبب افزایش عقل او در
بزرگی خواهد بود.
شیطنت کودک در کودکی نیکو است چرا که سبب بردباری او در بزرگی خواهد شد. بسیاری از شیطنت های کودکان اقتضای سن آن ها است و اگر پدر و مادر به این نکته توجه داشته باشند بسیاری از رفتارهای شیطنت آمیز کودکان لذت بخش می شود. توصیه می کنم از رفتارهایی
چون سر و صدای زیاد دویدن و تحرک فراوان پریدن از ارتفاعات کم
روی تشک و جاهای نرم بازی روی مبل و صندلی ها و... کودک را
منع نکنید.


 

چه کنیم تا فرزندانمان از ابتدای تحصیل به خوبی درس بخوانند و دچار مشکلات تحصیلی نشوند؟

      ج: 1- هماهنگی با مدرسه: ارتباط و هماهنگی با مدرسه از همان ابتدای تحصیل سبب می شود تا از فضای تحصیلی فرزند خود، میزان تکالیف، زمان مورد نیاز تکالیف، روش معلم و ... آگاه شوید و در موقعیت های گوناگون برخورد مناسب داشته باشید برای مثال اگر گفت تکالیفم را در مدرسه نوشته ام با توجه به اینکه فضای مدرسه و روش معلم آگاهی دارید پشگیری خواهید کرد

 

2-برنامه ریزی: برای انجام تکالیف کودک با همراهی خود او برنامه ریزی کنید

توجه داشته باشید که برنامه درسی و تکالیف با برنامه  کودک تلویزیون و فعالیت های دیگر او تداخل نداشته باشد در برنامه ریزی به تفاوت های فردی

توجه کنید برخی کودکان مایلند بی درنگ پس از بازگشت از مدرسه تکالیف

درسی را انجام دهند برخی دوست دارند بعد از استراحت و بازی به تکالیف برسند و برخی ساعتی را به انجام تکالیف و ساعتی را به بازی می پردازند و پس از بازی تکالیف را به پایان می برند مطلوب استراحت پس از مدرسه بعد انجام تکالیف سپس بازی است.

 

1-  فراهم ساختن زمینه : برای انجام درست تکالیف و امرور مدرسه محیط را آرام و بی صدا کنید مطالعه والدین هنگام انجام تکالیف کودک انگیزه بسیاری در او ایجاد می کند بکوشید در این هنگام محرک های مزاحم از قبیل تلویزین رادیو و .... را از بین ببرید

2-  فراهم اوردن امکا نات : اتاق مستقل نور و حرارت کافی،میز، صندلی، کمد، کتاب و امکاناتی از قبیل انگیزه کودک را در درس و انجام تکالیف افزون می کند.

3-  تشویق: تشویق در این امر نقش معجزه
آسایی دارد.

 


رزند 1 ساله ام بسیار کنجکاو است و گاهی برای خود خطر ایجاد می کند با او چگونه رفتار کنم؟


ج: کنجکاوی کودک در این سن طبیعی است او دیگر در سنی نیست که مانند عروسک  در دست شما باشد او در این سن شوق کشف کردن دارد و همین شوق ممکن است خطرهایی را برایش پدید آورد بنابرین باید مراقب خطرها ( اشیایی که به راحتی واژگون می شوند- پله ها پنجره های بدون حفاظ) ظرف های غذای داغ در روی اجاق، اشیای کوچک مانند دگمه، مهره، سکه، فندق، بادام و... داروها اجسام تیز، پریزهای برق، درهای خروجی، ابزار برق، استخر، شیشه های شکسته، مواد سمی  و...) باشید.
مراقبت شما از کودک نباید با هراس در چهره همراه باشد مراقبت شدید همراه با ترس و دلهره از او کودکی ترسو و وابسته خواهد ساخت اجازه دهید به وسایلی که
خطرناک نیستند و به او صدمه نمی زنند، دست بزنند تا کنجکاوی اش ارضا شود
هنگامی که فرزند شما می خواهد کار خطرناکی ( کشیدن سیم برق، دست زدن به
ظرف داغ، هل دادن میز و ...) را انجام دهد. گفتن نه یا نکن با لحنی خصمانه فایده ندارد.در این موقعیت به سمت او بروید کودک را به قسمتی دیگر از اتاق ببرید و قاطعانه بگویید نکن تا بفهمد معنای حرف شما چیست و بی درنگ اسباب بازی مورد علاقه اش یا وسیله ای را که برایش جالب است و خطری هم ندارد در اختیارش قرار دهید و بدین وسیله حواسش را پرت کنید کودک در این سن بسیار زود حواسش پرت می شود و این کمک بزرگی به مادر است اگر به کار خطرناکی چون فرو کردن میخ در پریز برق و امثال آن دست زد ضربه ای آرام به پشت دستش از نهی کلامی موثر تر است و پیام روشن تری به او می دهد. در صورت اصرار به کار خطرناک بهترین تنبیه او محرومیت موقت است او را یک یا دو دقیقه روی صندلی بنشانید و کنارش باستید و پس از اتمام محرومیت رهایش سازید.


دختر 11 ساله ام به شدت از مدرسه می ترسد با او چگونه برخورد کنم؟

ج: فوبیای مدرسه یا مدرسه هراسی به طور معمول در دو زمان 5تا 7 و 11 تا 14 سالگی رخ می دهد و نشانه هایی (حالت تهوع ، بی اشتهایی، استفراغ، سردرد، دل درد و بی حالی) دارد این نشانه ها واقعی است و برتمارض کودک دلالتی ندارد.
علل فوبیای مدرسه عبارتند از:
1- علل مربوط به خانه: اختلاف والدین ،  تنبیه و فشار پدر و مادر، توقع بیش از حد والدین ، و عقب ماندن از درس علل مربوط به خانه هستند.
2- علل مربوط به مدرسه: اختلالات ویژه یادگیری ، آزار معلم و شاگردان و ترس از تنبیه به علت ارتکاب عمل خلاف علل مربوط به مدرسه هستند.
برای از بین بردن این مشکل هرگز از زور و اهرم فشار استفاده نکنید او را به تمسخر نگیرید و همسالانش را که به راحتی و بدون ترس به مدرسه می روند به رخش نکشید بکوشید در فضایی آرام و بدون تنش با گفت و گویی نرم علت را بیابید و مشکل را حل کنید.


برای از بین بردن ترس کودکان خردسال چه کنیم؟
ج: یکی از راههای بسیار خوب شیوه بازی است بازی هایی وجود دارد که می توان با توجه به سن کودکان

در تاریکی انجام داد.

1- بازی گرگم به هوا: خوب است والدین (پدر و مادر) لحظاتی چراغ را خامو ش کنند و این بازی را در تاریکی انجام دهند البته مدت زمان آن باید کوتاه باشد و حساب  شده انجام شود  باید بازی را در قسمتی از اتاق آغاز کرد که روشن است و کسانی که می خواهند پنهان شود و کودک آن ها را بیابد باید به اتق تاریک بروند و کودک آن ها را در اتاق تاریک پیدا کند و کم کم با تاریکی انس بگیرد

2- بازی ایجاد سایه با انگشتان: این بازی برای کودکان خردسال جذاب است  چراق اتاق خاموش و شمعی روشن می شود و پدر یا مادر در برابر نور  شمع با انگشتان خود روی دیوار سایه می اندازند می شود سایه های گوناگونی ایجاد کرد که کودک آن ها را دوست دارد.

3- پلیس بازی: پدر و کودک در اتاق تاریک پلیس بازی می کنند چراغ خاموش می شود چراغ قوه ای را در دست می گیرند و به دنبال شی گمشده ای می گردند البته نباید دنبال مجرم  دزد هیولا و موجودات خیالی باشند که

ممکن است ترس دیگری در کودک ایجاد  شود.

 


 


 دو پسر 15 و 13 ساله دارم که برای مدت های طولانی با هم قهر می کنند

آن ها را چگونه با هم آشتی دهم؟

 

ج: توجه داشته باشید که قهر کودکان و نوجوانان طبیعی است و اگر کوتاه مدت باشد خالی از فایده هم نیست چرا که دوستی ومحبت آنان را بیشتر می کند.

من رشته محبت تو پاره می کنم             شاید گره خورد به تو نزدیکتر شوم

در برابر این مساله حساسیت بیش از حد نشان ندهید زیرا گاهی برای جلب توجه است بکوشید زمینه های قهرهای طولانی را از بین ببرید یکی از عوامل قهرهای طولانی کودک ونوجوان قهرهای طولانی والدین است زیرا آنان از پدر و مادر الگو می گیرند بکوشید مشکلات خود با همسرتان را با گفت و گو حل کنید. اصرار فراوان بر آشتی کردن آن ها با هم نتیجه خوبی ندارد باید با

راه کارهای ذیل زمینه های آشتی را فراهم سازید:

1-  مسافرت های جمعی خانواده، 2- اعطای مسئولیت های مشترک؛3-جلسات خانوادگی برای رفع سوء تفاهم،4- القای ارزش های دینی (ناپسندی قهرو دشمنی ارزش عفو و گذشت و...)

رسول خدا می فرماید:

خداوند بنده مومن را می آمرزد به جز کسی که با برادرش دشمن باشد

 

براساس روایتی از امام صادق آمده است: کسی که دشمنی را بکارد آنچه که کاشته است درو خواهد شد.


 کودکی را به فرزند خواندگی پذیرفته ام آیا لازم است این مساله را به او بگویم؟

ج: بله او را آگاه کنید زیرا دیر یا زود از کسی می شنود و کشف ناگهانی مساله
برایش هولناک است و امنیت خاطر او را به خطر می اندازد افزون بر این
وقتی بین ویزگی های شخصی خود که از والدین اصلی اش که به ارث برده
و شما تفاوت های چشمگیری را می بینید ممکن است دچار اضطراب شود
برای طرح این مساله حساب شده عمل کنید بدین گونه که موضوع را در
حضور کودک آشکارا با نزدیکان در میان بگذارید و او را فرزند خوانده خود
معرفی کنید از پچ پچ کردن و مخفی کاری بپرهیزید با این برخورد کودک به طور طبیعی از شما خواهد پرسید: فرزند خوانده یعنی چه؟
پاسخ خود را در قالب داستانی زیبا و جالب بیان کنید: آرزوی دختری (پسری)
را داشتم که عاشقش باشم روزی به موسسه ای رفتم که کودکان فراوانی در
آنجا بودند با خانم (اقا) مسئول موسسه صحبت کردم و از او خواستم کودکی را
برایم بیاورد که (ویژگی های فرزند خوانده خود را بیان کنید) باشد. بعد از چند لحظه رفت و کودکی زیبا و خوب را آورد که تو همان بودی و من از اینکه تو را به دست آورده بودم خوشحال بودم و تصمیم گرفتم بزرگت کنم وتا آخر عمر
دوستت داشته باشم. این داستان بر نکات مثبت فرزند خواندگی تاکید می کند
و کودک از شنیدن پی در پی آن خوشحال می شود. این موضوع فرزند خواندگی را مدام تکرار نکنید زیرا برایش این پرسش مطرح می شود که
مگر فرزند خواندگی چه اشکالی دارد. تاکید بیش از حد کلامی برعشق و
محبت به فرزند خوانده جالب نیست بکوشید محبت خود را در عمل به او ثابت کنید. اگر فرزند خوانده شما پرسید: چرا مادر نداشته ام؟ در صورت تصادف والدین مساله را بگویید و اگر او را رها ساخته بگویید نمی دانم جرا نتوانسته از تو مراقبت کند اما تردید ندارم که تو را دوست داشته است هرگز به او نگویید مادرش او را نمی خواسته زیرا اعتمادش از همه مادران سلب می شود
برای تنبیه او هرگز به رها کردنش تهدید نکنید این تنبیه هراس عجیبی در او ایجاد  میکند دلهره از این که نکند شما هم مانند مادرش او را رها کنید.

 



 

اضطراب کودکان

رابطه ضریب هوشی و اضطراب کودکان در محیط دندانپزشکی

رابطه ضریب هوشی و اضطراب کودکان در محیط دندانپزشکی
یکی از دغدغه ها و نگرانی های کودک والدین و دندان پزشک ترس و اضطراب کودک از خدمات دندانپزشکی استبه طوری که میزان ان را تا 43% گزارش کرده انداکنون برای کاهش ان تمهیداتی از قبیل اشنا کردن با خدمات ارتباط کلامی و غیر کلامی پرت کردن حواس تشویق و جایزه بی حسی سطحی و موضعی مناسبو در نهایت کاربرد دارو های ارام بخش و بیهوشی عمومی ارائه می شوداما اگر با این تمهیدات نتوان استرس کودکان را کاهش دادتبعاتی از قبیل عدم همکاری بیمار درمان دندان پزشکی نامناسب عدم مراجه و عوارض ناشی از عدمدرمان مناسب را به دنبال دارد.اولین گام برای کاهش یا رفع استرس کودک شناخت عوامل موثر بر ان است که در این بین به نظر می رسد ضریب هوشی نکته مهمی در در همکاری وی محسوب می شودچرا که بر اساس این نظریه احتمالا افراد باهوش قدرت انطباق با محیط از جمله خدمات دندانپزشکی را دارا می باشنداما در مورد نقش ان می توان گفت که گرچه تحقیقات مختلفی جهت شناخت نقش و ارتباط عوامل موثر بر ترس و اضطراب کودک انجام گرفته استاما در هیچ کدام نقش ضریب هوشی در نظر گرفته نشده است.مطالعه نشان داده است که ضریب هوشی با ترس کودک در محیط دندان پزشکی ارتباط داردبه این معنی که کودکان باهوش در محیط درمان از اضطراب بیشتری رنج می برند.
مطابق تعریف هوش یک مفهوم عام و متضمن توانائی فرد برای عملکرد هدفمند و مواجهه موثر با محیط است.در کودکان باهوشی که محیط دندان پزشکی برای انها به دلیل خاطره بد و یا شنیدن ان خاطره از دیگران و یا ترس از محیط ناشناخته و صدا های ناخوشایند است مواجه موثر فرار از این ناخوشایندی استکه با توجه به ذهن کودکانه انها این فرار به اشکال متفاوتی از جمله گریه. جیغ. مشت کردن. شیطنت.جدا نشدن از مادر.لگد زدن به دندانپزشک.پراتب کردن وسایل و غیره نمایان می شود که در کودکان با هوش این اشکال با شدت بیشتری بروز می کند که پژوهشگر با دیدن این عملکرد ها از کودک او را به عنوان یک کودک استرس دار می شناسند.
همچنین طبق تعریفی که در سال های اخیراز هوش ارائه شده است هوش براساس 4 محور سنتی و عمده که یکی از انها پردازش اطلاعات است متمرکز استدز نتیجه کودک با هوش اطلاعات و اثار محیط را سریع تر از دیگران گرفته و پردازش می کندبه همین دلیل تاثیر عوامل محیطی بر روان کودک سریعتر و بیشتر است.گیلفرد از پیشگامان نظریه چند بعدی هوش عقیده داشت که بر سه اساس می توان توانا ئی های هوش را تقسیم کرد که یکی از انها بر اساس محتوای اطلاعات پرداخته شده در ذهن کودک است به این معنی که اگر مثلا عملیات یاداوری باشد کودک اشکالی را که قبلا در کتاب دیده به یاد می اورد . بر طبق این نظریه کودک باهوش دارای حافظه قوی تری بوده و در نتیجه سابقه یک تروما و یا درد از محیط دندان پزشکی یا دندان پزشک با دیدن دوباره محیط در خاطر او مجسم می گردد.
بور.سارارسون.همبرنشان دادند که کودکان با سطوح مختلف هوشی از نظر تجربه اضطراب با هم متفاوت اند به این معنی که کودکان هوشمند از اضطراب ناتوا نزای بیشتری برخوردارندو در نتیجه این اضطراب توانایی تفکر منطقی از انها گرفته شده و از کودک اعمالی سر می زند که از نظر بزرگسالان غیر منطقی است.بدین ترتیب ضریب هوشی با بروز اضطراب رابطه دارد


اضطراب  
ترس و اضطراب احساسي است که از دوران کودکي ما را دنبال ميکند . اولين ترسي که به سراغ کودک ميايد ؛ ترس از دست دادن تکيه گاه و ترس از شنيدن صداهاي نابهنجار است . پس از آن , ترس از غريبه ها و چهره هاي جديد است . و هرگاه مادر به اين اضطراب کودک پاسخ صحيح ميدهد و به او اطمينان امن بودن را ميدهد ؛ بچه با اين احساس کامل ميشود و در دوران بزرگي ميداند که چگونه با ترس و اضطراب خود کنار بيايد . اما از آنجايي که ما هنگام تولد کودک چيزي از بچه داري نميدانيم , بنابراين نحوه برخورد با اين گونه معضلا ت را هم نميشناسيم و بالنتيجه عکس العمل هاي از خود نشان ميدهيم که بدين وسيله نگراني ها و ترسهاي ما هم به کودک منتقل ميشود

کودکان ميتوانند ترس و اضطراب خود را به صورتها گوناگون مثل ؛ عصبانيت , گريه , سکوت و حتي خواب نشان دهند . گاه آنها به خواب ميروند که ترس را تجربه نکنند . پدر و مادري که به ترس کودک خود آگاه نيست ممکن است طريقه برخوردش نسبت به ترس کودک طوري باشد که کودک هيچگاه نياموزد که اسم اين احساس ترس است , التهاب است و اسم چنين حالتي تشويش است

ترس پديده اي است که از بدو تولد ما را هم راهي ميکند و در پروسه رشد بر اساس شرايط محيطي ما اشکال مختلف به خود ميگيرد . در دسته بندي ترسها ما انواع مختلف آن را ميبينيم ؛ ترس از مرگ و بيماري و امثال آن که بر ميگردد به ميل ما به ادامه بقا . دسته ديگر از ترسها نيز وجود دارد که برميگردد به نحوه ديدگاه ها و تجربيات ما . به هرجهت فرار از ترس يک امر ناممکن است , چرا که با پايان هرفرم ؛ فرم ديگري از آن آغاز ميشود .بنابراين ياد گيري کنار آمدن با اين ترسها بسيار با اهميت ميباشد ؛ زيرا در غير اين صورت اين ترس هاي طبيعي ميتوانند تبديل به انوع بيماريهاي جدي شوند

داشتن ترس به مانند مبتلا شدن به بيماري سرماخوردگي ميباشد که هر کسي آن را به گونه ايي تجربه کرده است . داشتن اين ترسها گاه بسيار مفيد براي ادامه بقا ميباشد ؛ چرا که ما از اين طريق انگيزه ادامه زندگي براي فردا و آينده مان ميگيريم . و بعلاوه ابزار بسيار مفيدي است براي محافظت ما از خود . اما هنگامي که اين ترس به درجه بالاي خود برسد ميتواند تعادل سلامتي ما را در هم بريزد و اضطراب را شدت بخشد . بخصوص در کودکان ترس زياد مي تواند باعث پايين آمدن قدرت فراگيري ,لکنت زبان و بوجود آمدن انواع تيکها بشود . وجود اضطراب و تشويش در کودکان ميتواند در خواب خود را نشان دهد به طورمثال راه رفتن در خواب , گريه کردن و بي خوابي

در سنين دو يا سه سالگي کودک فرا ميگيرد چگونه عضلات بدن خود را کنترل کند ؛ اما اگر او دچار عارضه بالاي اضطراب و ترس بشود هيچگاه موفق به ياد گيري آن نميشود و تبديل به بيماريهايي مانند شب ادراري و عدم توانايي به نگهداري ادرار و مدفوع شود

در نوجوانان , آنجايي که بدن به دنبال تغييرات هورموني دچار اختلال ميشود ؛ مشکل اضطراب و تشويش , خود را به صورت بسيار شديدتري نشان ميدهد . درسنين بلوغ در دختران پيش از اينکه آمادگي ذهني داشته باشند تغييرات اندامي و رشدي اتفاق ميافتد . جنس مخالف براي آنها به گونه ايي مطرح ميگردد ؛ که همواره نگران متناسب بودن اندام خود ميشوند . و گاه اين اضطراب و نگراني به جايي ميرسد که به دليل عدم شناخت آن و نحوه برخورد به آن دچار ترس و عصبانيت و لجبازي ميشوند . آنها ممکن است مدتها خود را دراتاقشان زنداني کنند و ساعتها خود را با تکرار يک عمل مشغول کنند . البته که مشابه اينگونه عارضه ها در مورد پسران در حال بلوغ نيز صادق است

در نوجوانان مسئله بيماري تغذيه و غذايي خودش را بيشتر از هر دسته سني ديگري نشان ميدهد . به دليل تغييرات و رشد اعضاي بدن ؛ نگاه و تصورات جديدي براي نوجوانان نسبت به بدنشان بوجود ميايد ؛ و ممکن است نسبت به آن دچار وسواس بشوند

آنها همواره نگران هستند که مبادا زيبايي بدن آنها , به اندازه کافي کشش جنس مخالف را جذب نکند ؛ به همين دليل مشکلات تغذيه ميتواند خود را به شکل عدم خوردن و کشيدن گرسنگي تا مبتلا شدن به بيماري بيماري بولاميا که عواقب بسيار خطرناکي دارد ؛ نشان دهد .( بيماري بولاميا چنين است که فرد با بوجود آوردن عمل تهوع غذاي موجود در معده را تخليه ميکند که مبادا چاق شود .) در مورد پسران نيز ممکن است اين نگراني با زياده روي در ورزش خود را نشان دهد . که همه اينها ريشه دراحساس اظطراب و ترس دارد

در مورد نوجوانان حتي اين خطر وجود دارد که براي رفع اظطراب و نگراني خود به مواد مخدررو بياورند .بنابراي ميتوان ريشه به وجود آمدن اعتياد را در مشکل اضطراب و نگراني جستجو کرد

زماني که اضطراب شکل عميق تر و جدي تري به خود بگيرد اسامي و علائم جديدي به خود ميگرد . مثلا بيماري وسواس که بيشتربزرگسالان دچار آن ميشوند . هرگونه وسواس فکري و عملي هم ريشه درضطراب دارد که نه تنها در کودکان ونوجوانان بلکه در بزرگسالان به شکل خيلي شديدتري خود را نشان ميدهد . به خصوص در اين روزها که و ضعيت اقتصادي نابساماني هاي زيادي دارد , نگراني افراد براي از پس آمدن مخارج زندگي اشان آنها را دچار اضطراب و نگراني هاي زيادي ميکند . اضطرابها مي تواند به راحتي سيستم بدني انسانها را به هم بريزد , ميتواند آنها را دچار انواع بيخوابي ها , آسم , زخم معده و ناراحتي هاي روده بکند . هرگونه ناراحتي روان تني يک ريشه فکري دارد و از آنجايي که فرمانده بدن مغز است در جايي از بدن عکلس العمل خود را نشان ميدهد . به همين دليل هرگاه يک مشکل بدني به وجود مي آيد توصيه ميشود که در کنار پزشک به يک روان درمان گر هم مراجعه شود. بطور مثال گاه با يک جراحي ناراحتي در بدن مداوا ميشود , اما به محض اينکه شرايط روحي بيمار مجددا به هم ميريزد بيماري او خود را در جايي دگر از بدن بروز ميدهد . از داشتن اضطراب بالا حتي ميتواند به انسان احساس سکته قلبي و يا حالت غش بدست بدهد ؛ و هنگامي که به پزشک مراجعه ميشود پس از انجام آزمايشات متعدد او را نزد روانپزشک مراجعه ميدهند؛ چرا که پس ازاين آزمايشات پزشک متوجه ميشود که او به بيماري تشويش و التهاب و يا حمله اضطراب مبتلا شده که در حقيقت به دليل اضطراب و نگراني بسيار زياد است

اما چگونه اضطراب براي انسانهاي بزرگ به وجود ميايد ؟ يکي از دلايلي که توليد کننده اضطراب ميشود ؛ ترس از مسائلي که باعث شود فرد به خواسته هايش نرسد. ويا اينکه ترس از به خطر افتادن موقعيتها و سلامتي . دليل ديگري که ميتواند به اضطراب منجر شود مسئله سرکوب کردن نيازها و تمايلات جنسي ميباشد . به خصوص در فرهنگ ما که گاه صحبت کردن در مورد مسائل جنسي براي نوجوانان يک تابو ميباشد . حتي بين زن وشوهرها هم به خود اجازه نمي دهند تمايلات جنسي خود و عشق خود را به همسرش ابراز کند

با سرکوب شدن هر خواسته اي تمايل آن به ضمير ناخودآگاه سپرده ميشود و هر گاه نشانه اي از آن بروز کند ما دچار اضطراب ميشويم . درهر يک از ما دوقسمت تمايلي وجود دارد ؛ قسمت اول قسمت تمايل داشتن به يک لذت است و قسمت ديگر ترس از آن ؛ اينکه ديگران در مورد اين عمل ما چه قضاوتي انجام دهند و مهمتراز آن , آيا با به دست آوردن اين لذت دچار احساس گناه ميشويم ؟ به هر جهت با داشتن هرگونه لذتي که به ما احساس گناه دست بدهد , ما دچارترس از تحقير شدن ويا تنبيه قرار گرفتن ميشويم و به ناچار . اين ترس هميشه در ضمير ناخودآگاه ما وجود دارد

هر واقعه اي که در نگاه ما نامطلوب بنمايد , خاطره اش به مانند يک زخم در روان ما باقي ميماند . ضبط يک خاطره تنها درذهن ما صورت نميگيرد بلکه در تک تک سلولهاي ما باقي مي ماند . در روان درماني ما ميبينيم که هرگاه در هيپنوتيزها خاطره ايي زنده ميشود , اگر اين خاطره همراه با درد فيزيکي بوده است , آن قسمت از بدن که دچار آسيب شده است با تغيير رنگ خود را نشان ميدهد و دوباره آن قسمت بدن درد ميگيرد . يکي از روشهاي روان درمانان چنين است که با استفاده از متدها مختلف اين درد و احساسات منفي را از آن خاطره جدا مي سازند و تنها خود خاطره بطور مجرد باقي مي ماند

زماني که واقعه ايي ناگوار از گذشته به دليلي در ذهن ما زنده ميشود ما دچار اضطراب ميشويم . اما اگر ما فرا بگيريم که چگونه بر اوضاع دنياي دروني خود کنترل داشته باشيم , با بوجود آمدن هر واقعه ايي درسي از آن بياموزيم که در مواقع مشابه آن ديگر دچار سردرگمي و اضطراب نميشويم

به طور کلي انسان در کودکي داستانها، باورها و کليشه هايي در مورد زندگي براي خود فرا ميگيرد ؛ ولي زماني که اين کليشه ها ديگر کاربرد خود را نداشته باشند شخص دچار اضطراب و ترس ميشود . براي مثال: اگر فکر کند "من بايد خوب باشم تا همه من را دوست داشته باشد" و هر چه رفتار خوبي را ادامه بدهد ولي هنوز کساني باشند که او را دوست نداشته باشند و يا به او بي محلي کنند، دچار اضطراب ميشود. افرادي وجود دارند که به دليل يک تجربه ناگوار در زندگي تمام درها را به روي خود ميبندند وحتي از حضور در جامعه خودداري ميکنند که مبادا آن واقعه ناگوار يک بار ديگر در زندگي شان اتفاق بيفتد. که البته اين گونه افراد ميتوانند به راحتي مورد سوء استفاده و کنترل ديگران قرار بگيرند . خوشبختانه امروزه با پيشرفت علم روانشناسي مقدورگشته است که از طريق تکنيکها کوتاه مدت و دراز مدت برمشکل اضطراب و تشويش غلبه کرد . دو نکته بسيار مهم در اين زمينه : 1ــ براي برطرف کردن اضطراب دارودرماني به تنهايي کارسازنخواهد بود بلکه در کنار روان درماني ميتواند موثر واقع شود .2ــ فرد مراجعه کننده ميبايست به روان درمانگر خود اعتماد و ايمان پيدا کند ؛چرا که افراد مضطرب اغلب نه به خود و نه به ديگران اعتماد دارند . به هرجهت امروزه روان درمانگران با استفاده از تکنيهاي جديد و تمرينات مختلف ميتوانند مسئله اضطراب و تشويش را در بيماران برطرف سازند و يا کمتر کند


اختلال اضطراب جدایی در کودکان و نو جوانان

اختلال اضطراب جدایی یکی از اختلالات شایع روانپزشکی در سنین کودکی و اوایل نوجوانی است . کودکان مبتلا به این اختلال از جدایی از افراد نزدیک خود معمولا والدین به شدت  می ترسند  . این کودکان به شدت نگرانند زمانی که هنگام
جدایی از والدین  ، خود انها یا والدین شان اسیب یا صدمه ای ببینند و هرگز نتوانند همدیگر را پیدا کنند .این کودکان در هنگام جدایی یا پیش بینی جدایی شدیدا نگران می شوند و از شکم درد  ، سردرد و حالت تهوع شکایت  می کنند  . و دایما در تلاشند از موقعیت هایی که در انها احتمال جدایی از والدین وجود دارد اجتناب کنند . محققان دریافته اند که اختلال اضطراب جدایی دارای چهار بعد اصلی است .
این ابعاد عبارتند از  :
1 - ترس از تنها ماندن    2 - ترس از ترک والدین    3 - ترس از بیماریهای جسمی    4 - ترس از رویدادهای ناگوار
بعضی از کودکان مبتلا به اختلال اضطراب جدایی از تنها ماندن می ترسند  . کودکان خردسال می ترسند والدین شان انها را در قسمت های خاصی از خانه تنها بگذارند و والدین را مثل سایه  دنبال می کنند  . در هنگام روز کودک از تنها ماندن در یکی از اتاق ها یا در یکی از طبقات خانه می ترسد . دراین مواقع اگر کودک  با تکالیف  مدرسه  ، نقاشی  ، بازی و تلویزیون سرگرم شود می تواند تنهایی را تحمل کند اما گاهی اوقات سرگرمی ها و فعالیت های لذت بخش نیز کودک را ارام نمی کنند  .برخی دیگراز کودکان از ترک شدن توسط والدین  خود می ترسند . کودکانی که از ترک شدن می ترسند از موقعیت ها و مکان های خاصی 
اجتناب می کنند مگر انکه مطمین باشند یکی از والدین یا نزدیکان شان در کنار انها خواهد بود . برای مثال این کودکان نمی توانند  با
سرویس مدرسه به مدرسه بروند  ، در اردوهای تفریحی و جشن های تولد شرکت کنند و یا خارج از خانه بخوابند .
ابعاد دیگر اضطراب جدایی ، ترس از بیماریهای جسمی و ترس از رویدادهای نا گوار ، به تداوم اضطراب و ناراحتی کودک منجر می شوند شکایت های جسمی  که معمولا توسط کودکان مبتلا به اختلال اضطراب جدایی گزارش می شود  عبارتند از
سر درد -  دل درد - سرگیجه - خستگی - احساس بیمار بودن - احساس خفگی    .   .   .


بازي آشناسازي و انحراف فكر، درد و اضطراب كودكان بيمار را كاهش مي دهد


 

نتايج پژوهشهاي دانشگاه نشان مي دهد بازي آشناسازي و انحراف فكر در كاهش درد و اضطراب ناشي از پروسيجرهاي تزريقي كودكان موثر مي باشند.


 

طي روند درمان بيماري مزمن گاها كودك چندين مرتبه در بيمارستان بستري مي شود كه اين مساله هم براي كودك و هم براي والدين تنش زا مي باشد. به عنوان مثال در بيماري تالاسمي كودكان مبتلا براي حفظ حيات بايد تحت درمان مكرر تزريق خون قرار گيرند. قرار دادن كتتر داخل وريدي يكي از رايجترين پروسيجرهاي دردناك است و اغلب كودكان به ويژه كودكان خردسال چنين پروسيجري را استرس آورترين جنبه بيماري، بستري و حتي ويزيت سرپايي خود بيان مي كنند. بدين منظور در تحقيقي با عنوان بررسي مقايسه اي ميزان تاثير برنامه بازي آشناسازي و انحراف فكر برشدت درد و اضطراب پروسيجرهاي تزريقي و رضايتمندي والدين در كودكان سن قبل از مدرسه مبتلا به تالاسمي استان گيلان در سال 1386 لغايت 1387 كه از سوي يكي از دانش آموختگان مقطع كارشناسي ارشد رشته آموزش پرستاري گرايش كودكان انجام شد، به بررسي تاثير بازي و انحراف فكر بر كاهش درد اين كودكان پرداخته شد. 
                                                                                 


در اين پژوهش كه از نوع كارآزمايي باليني بود، 60 كودك 3 تا 7 ساله مبتلا به تالاسمي به طور تصادفي به 3 گروه ( 2گروه آزمون و يك گروه شاهد) تقسيم شدند. در گروه اول آزمون، بازي آشناسازي به مدت 10 تا 15 دقيقه قبل از انجام پروسيجر تزريقي و در گروه دوم آزمون، انحراف فكر حين پروسيجر تزريقي انجام شد. ابزارهاي مورد استفاده نيز شامل پرسشنامه اطلاعات دموگرافيك، مقياس خود گزارشي چهره اي اظطراب، پرسشنامه خود گزارشي ترسهاي باليني كودك، ابزار خود گزارشي درد پوكر چيپ، مقياس بررسي علائم رفتاري درد، چك ليست ثبت علائم فيزيولوژيك و فرم بررسي رضايتمندي والدين بودند. تجزيه و تحليل داده ها نشان داد كه ميانگين رتبه هاي درد و اضطراب، علائم رفتاري درد، رضايتمندي والدين و علائم فيزيولوژيك( نبض- تنفس) قبل از مداخله در سه گروه تفاوت معني داري نداشتند. اما بعد از مداخله بين سه گروه تفاوت معني داري حاصل شد. ميانگين رتبه هاي درد و اضطراب وعلائم رفتاري درد هم در گروه بازي آشناسازي و هم در گروه انحراف فكر كاهش معناداري را نشان داد. ميانگين رضايتمندي والدين نيز در هر دو گروه آزمون افزايش معناداري داشت. ميانگين تغييرات نبض و تنفس قبل و بعد از مداخله در گروه بازي آشناسازي كاهش معناداري نشان مي دهد اما در گروه انحراف فكر، ميانگين تغييرات نبض و تنفس قبل و بعد از مداخله تفاوت معني داري نداشت.
طبق نتايج پژوهش هر دو مداخله بازي آشناسازي و انحراف فكر در كاهش درد و اضطراب ناشي از پروسيجرهاي تزريقي كودكان و همچنين افزايش ميزان رضايتمندي والدين موثرند. لذا پيشنهاد مي شود كه پرستاران كودك براي ارتقاء ميزان رضايتمندي والدين و راحتي كودكان مبتلا به بيماريهاي حاد و مزمن كه مكررا تحت اقدامات درماني قرار مي گيرند، از روشهاي بازي آشناسازي و انحراف فكر استفاده نمايند.


برای از بین بردن اضطراب کودکان بهتر است به روانشناس مراجعه کنیم یا روان پزشک؟

ج: روان شناس با روانکاوی و روان پزشک با دارو اضطراب را درمان می کنند.
با توجه به آثار منفی داروهای شیمیایی توصیه می کنم ابتدا به روان شناس مراجعه کنید و اگر روانشناس تشخیص دهد برای درمان اضطراب به روان پزشک نیاز است بیمار را به او ارجاع خواهد داد.
روان شناسان افزون بر روانکاوی از روش های درمان طبیعی در برابر درمان شیمیایی برای از بردن اضطراب استفاده می کنند از جمله (( آرو ما تراپی))  که استفاده از روغن مخصوص و ما ساژ روی پوست است
((هیپنوتراپی)) تمرکز روی یک تصویر ذهنی تسکین بخش است.
(( رفلکسولوژی)) که از نقاط فشار در پاها استفاده می شود.
و ((شیاتزو)) که با نقاط سوزنی سرو کار دارد.


 

مشاوره بعد از ازدواج

مشاوره بعد از ازدواج ( مشاوره ی بعد از ازدواج )

ازدواج

  • تو، آني نبودي که من فکر مي کردم!
  • (دلواپسي هاي دوران نامزدي(2)) در مقاله ي پيش خوانديم که ... اين درگيري ها، اثر مستقيم خود را بر روابط همسران جوان بر جا مي گذارد. فخاري ، روان شناس ، مي گويد: «وقتي يکي از دو طرف نمي تواند پاسخ توقعات طرف مقابل را بدهد، درگ...
  • دلواپسي هاي دوران نامزدي ( قسمت اول)
  • هوا خوب بود و آنها تازه مراسم عقد کنان را از سر گذرانده بودند و چند روز تعطيلي. يکي از دوستهايشان، دعوتشان کرده بود با هم به يک سفر 2 روزه بروند. هوا خوب بود؛ اما او فکر مي کرد زندگي زياد قشنگ نيست. هر چه به پدر همسرش اصرار ...
  • معيار اصولي و متناسب براي ازدواج
  • (کدام معيار براي انتخاب همسر مناسب تر است ) ضرورت چند نکته : خانواده هر دو نفراز نظر فرهنگي و سنت هاي رايج نزديك به هم باشند. تا سر حد امكان، تمكن مالي دو خانواده متناسب با يكديگر باشد. اگر هر دو نفر اهل يك شهر نيستند حداقل ...
  • کدام معيار براي انتخاب همسر مناسب تر است ( قسمت اول )
  • اگر شناسنامه تان را ورق بزنيد چهار واقعه زندگي در آن آمده است: تولد، ازدواج، طلاق و فوت؛ كه فقط در ازدواج و طلاق مختاريد، بنابراين ازدواج را نبايد سرسري گرفت بلكه بايد با مطالعه و براساس معيارهاي حقيقي همسر را انتخاب كرد. قب...
  • قبل از ازدواج در مورد ماديات هم صحبت كنيد
  • پژوهش ها نشان مي دهد «پول» يکي از عوامل اصلي سوء تفاهم هاي زوج هاست. اگر با صداقت و صراحت قبل از ازدواج در مورد مسائل مالي صحبت كنيد، ازدواج با دوامي خواهيد داشت. پول تعيين كننده ثروت است. اما در ايجاد مساوات، امنيت، عشق، ق...
  • زن بزرگتر از شوهر عيبي دارد؟
  • نگاهي به چرايي کوچکتر بودن زنان از شوهران زماني که علم جامعه شناسي آشکارا اعلام مي کند ازدواج در زمره پيچيده ترين روابط انساني است، شايد بتوان تأمل زيادي در اين خصوص داشت و از زواياي مختلف آن را مورد بررسي قرار داد، زيرا بسي...
  • «موانع ازدواج دختران و پسران» از ديد خود آنها چيست؟
  • مطالعات ملي نشان مي دهد در حالي كه «نداشتن ثبات شغلي»، پس از «بيكاري» از مشكلات و موانع اصلي ازدواج پسران از منظر كل جوانان است، «آزاد نبودن در انتخاب همسر دلخواه» پس از «پيدا نكردن فردي كه به عنوان همسر داراي خصوصيات دلخوا...
  • ازدواج مهارت مي خواهد!
  • زندگي مشترك افقي است روشن و جلوه گاهي زيبا براي تولدي دوباره؛ مشروط بر آن كه وجوه ضروري اين اشتراك، يعني توانايي ها و مهارت هاي خاص و سازنده، در تفكر، بينش و عملكرد انسان رؤيت و ملاحظه شود. زيرا اين مهارت ها و توانايي هاي ان...
  • زنان و مردان تفاوت ها ، شباهت ها
  • روان شناسان در مورد بروز تفاوت زن و مرد، هر دو عامل محيط و وراثت را سهيم مي دانند. اما جامعه شناسان با روان شناسان اختلاف نظر فاحشي دارند. آنها معتقدند كه تفاوت هاي زن و مرد معلول تفاوت رفتاري است كه جامعه در مورد آنان پيش ...

 

    • روز عشق ، روز دوست داشتن !!
    • ولنتاين را خيلي ها مى شناسند : "در سده سوم ميلادي در روم باستان ، فرمانروايي بوده است بنام کلوديوس دوم. کلوديوس باورهاي شگفتي داشته است از آن ميان اينکه سربازي خوب خواهد جنگيد که مجرد باشد. از اين رو ازدواج را بر...
    • ازدواج هاي اجباري (2)
    • (2) براي مطالعه ي مقاله ي قبل اينجا کليک کنيد. دادگاههاى خانواده به درخواست طلاق زوجهايى كه داراى فرزند هستند، ديرتر رسيدگى مى كنند. تلاش آنها براى سازش ميان زن و شوهر است.اما براى« زيبا »كه حالا به ديوار چرك گرفته...
    • ازدواج هاى اجبارى(1)
    • درتمام كشورها، زنان مشخصاً براى ازدواج تحت فشار فرهنگى هستند. هر چند بيشتر زنان و مردان بخش عمده اى از عمر خود را در وضعيت تأهل بسر مى برند، اما زنان بيش از مردان ازدواج را جزو لاينفك زندگ...
    • سانتا ماريا
    • همان لحظه اول که ديدمش ، احساس کردم بايد سانتاماريا صدايش کنم . نمي دانم چرا ناگهان اين فکر به ذهنم خطور کرد . چندي پيش که براي سياحت به کليساي ماکو رفته بودم ، اين اسم را در نيايش مسيحيان شنيدم و همان لحظه تمام صفا...
    • آمادگي مردان براي ازدواج
    • شما خيلي دوستش داريد و او هم. اما چطور مي توانيد مطمئن باشيد كه او كه شما خيلي خيلي دوستش داريد، آمادگي قدم گذاشتن به مرحله بالاتر و تشكيل خانواده را دارد؟ امروزه علامت هاي بسياري وجود دارند كه به وسيله آنها مي توان واقعاً ف...
    • خواستگاري در اتاق دونفره
    • به درستي که ما انسان‌هاي خوشبختي هستيم؛ چرا که والاترين پندها را از حکيم‌ترين معبود ازلي در مجموعه‌ي گرانقدري با نام قرآن در اختيار داريم. در اين مقطع؛ با استناد به اندرز حکيمانه ايزد متعال با اين مضمون که: «به آنچه علم ندار...
    • نگراني هاي سقف مشترک
    • ازدواج آري ، استرس نه (2) در مقاله ي پيش خوانديم که ... سه مرحله استرس زا در ازدواج در كشور ما و خاصه مناطقي از آن كه بسيار سنتي به ازدواج و حواشي آن نگريسته مي شود،در سه مرحله، استرس زيادي بر عروس و داماد تحميل مي شود. 1 - ...
    • ازدواج آري، استرس نه
    • استرس، اختاپوس عصر حاضر است. حتي اگر خيلي قدرتمند و صبور باشي! اما آيا راه نجاتي وجود دارد؟ با توجه به زندگي ماشيني و توسعه و پيشرفت ثانيه اي آن در جامعه امروزي، وجود استرس، تبديل به معضلي اجتناب ناپذير گرديده است. يادآوري ا...
    • پاسخ هاي شما به سؤالات نامزدتان چگونه است؟
    • طرح سؤال ، دريچه اي است كه به سوي شناخت از يكديگر گشوده مي شود. البته مهم اين است كه به سؤال ها چگونه پاسخ داده شود. نحوه پاسخ دادن به سؤال ها، تصويري از طرف مقابل در ذهن ديگري مي سازد. هرچه پاسخ ها واقعي تر و صادقانه تر باش...
  • مشاوره قبل از ازدواج

  • ويژگيها و شرايط لازم دختر و پسر براي ازدواج
  • ( بخش اول ) خانواده مهمترين نهاد اجتماعي و كوچكترين هسته ي جامعه است كه از يك زن و مرد و فرزندان آنان تشكيل مي شود . اساس و ركن اصلي خانواده به عنوان زيربناي جامعه ، ازدواج است . بدون ترديد ازدواج بزرگترين و مهمترين حادثه زن...
    • نقش ايمان و اخلاق در تحكيم بنياد خانواده
    • خانواده ، يك واحد كوچك اجتماعى است كه با پيمان ازدواج زن و مرد آغاز مى‏شود و با تولد فرزندان،توسعه و استحكام مى‏يابد. جوامع بزرگتر نيز از همين واحدهاى كوچك تشكيل مى‏شوند. بشر از آغاز، زندگى خانوادگى را به عنوان بهترين نوع ز...
    • چند توصيه به آقايان
    • براي حمايت عاطفي از همسرانشان اگر مي خواهيد همسرتان همواره زني با طراوت وسرزنده و مادري سنجيده ومهربان باشد تصور نکنيد  که مجبوريد بهاي سنگيني را براي حصول اين نتيجه بپردازيد. فقط کافيست روزانه دقايقي به دقت به  ح...
  • روان شناسی اسلامی ودینی

    مشاوره قبل از ازدواج

  • ويژگيها و شرايط لازم دختر و پسر براي ازدواج
  • ( بخش اول ) خانواده مهمترين نهاد اجتماعي و كوچكترين هسته ي جامعه است كه از يك زن و مرد و فرزندان آنان تشكيل مي شود . اساس و ركن اصلي خانواده به عنوان زيربناي جامعه ، ازدواج است . بدون ترديد ازدواج بزرگترين و مهمترين حادثه زن...
    • نقش ايمان و اخلاق در تحكيم بنياد خانواده
    • خانواده ، يك واحد كوچك اجتماعى است كه با پيمان ازدواج زن و مرد آغاز مى‏شود و با تولد فرزندان،توسعه و استحكام مى‏يابد. جوامع بزرگتر نيز از همين واحدهاى كوچك تشكيل مى‏شوند. بشر از آغاز، زندگى خانوادگى را به عنوان بهترين نوع ز...
    • چند توصيه به آقايان
    • براي حمايت عاطفي از همسرانشان اگر مي خواهيد همسرتان همواره زني با طراوت وسرزنده و مادري سنجيده ومهربان باشد تصور نکنيد  که مجبوريد بهاي سنگيني را براي حصول اين نتيجه بپردازيد. فقط کافيست روزانه دقايقي به دقت به  ح...

     

  • مذهبی درمانی

    مذهبي درماني

    اصولي كه در اسلام جهت درمان معتاد مفيد واقع مي شون عبارتند از :

     1- اصل پذيرش :

    د رمكتب اسلام بالاترين خطا وگناه كه همان شرك به خد مي باشد د رصورت بازگشت و شناخت ذات يكتاي خداوند قابل بخشش مي باشد و هيچ كس مايوس از رحمت خداوند نيست و شخص معتاد نيز زماني كه جهت درمان پناه به مرجع ذيصلاحي آورد به هيچ عنوان طرد نمي شود.

     2- اصل حمايت :

    اسلام به پيروان خود دستور مي دهد زماني كه شخص ولو غيرمسلمان به قصد كمك گرفتن به تو رجوع كرد دست رد به سينه او زده نشود بلكه حتي حمايت از افراد ضعيف و مستضعف علامت ايمان افراد برشمرده شده و كسيكه در فكر اين موضوع نباشد مسلمان نمي باشد لذا معتاد نه تنها پذيرفته مي شود بلكه از نظر درمان حمايت هم مي شود.

     3- اصل بازگشت به اصل خويش :

    شخص راهنما كه خود مسلمان دلسوزي است سعي خواهد نمود او را با ارزشهاي انسانيش آشنا كند وجايگاه انسان را در روي زمين به وي نشان دهد و مقام انسان وعزت هميشگي او را در پرتوگرايش به مذهب به وي گوشزد مي كند وهمچنين سعي خواهدت كرد در غيبت بازگشت به اصل خويش ايجاد كند.

     4- اصل تصميم و اراده :

    در اسلام حتي نيت و تصميم شخص چنانچه مثبت باشد اجر در پي دارد و لذا زماني كه هر معتاد اراده و تصميم به ترك گرفت همان لحظه گرايش به سمت جاده سلامتي و در مسير صحيح قرارگرفتن آغاز مي شود لذا اسلام سعي دارد زماني كه معتاد تصميم و اراده به ترك كرد اورا مورد حمايت مادي ومعنوي وهمچنين تشويق قرار دهد و بر تقويت اين تصميم و اراده بيفزايدتا به عنوان يك هدف مهم آن را دنبال كند زيرا اساس مذهب رشد مي باشد.

    (قدتبين الرشد من الغي ...)( قسمتي از آيات آيت الكرسي ) لذا نيت و اراده انسانها به سمت يك زندگي سالم بايستي مورد حمايت جامعه قرارگيرد. شخصي كه تصميم به ترك گرفته از نظر مذهب مورد حمايت است و بديده احترام به وي نگاه مي كنند بمنظورتقويت اراده نيت و باقي بودن براين بينش راهكاريهاي ذيل از نظر مذهب توصيه مي گردد:

    1- حمايت هاي مادي ومعنوي (صله رحم )

    2- همنشيني و دلجوئي از وي

    3- ياد آوري مكرر توانمنديهاو ارزشهاي انساني وي

    4- سوق دادن ذهن اوبه خدا واوليائش

    5- اصل مراقبت :

    كلكم راع و كلكم كسئول عن رعيته رسول اكرم (ص)مذهب علاوه بر بكار گرفتن چهار اصل فوق اصل مراقبت را تا حصول نتيجه نهايي ارائه مي دهد صله رحم رسيدگي به خويشاوندان وحقوق همسايه از نشانه هاي ايمان در جامعه مي باشد لذا يك مسلمان سعي دارد در برابرافراد ناتوان و آفت هاي اجتماع دوباره به سراغ او نرود و يگر همنوعش را به اين بليه نيز دچار نسازد بنابراين بااو معاشرت دارد حمايت نزديكانش را بطرف او جلب مي كند و پيوسته نگران حال او مي باشد لذا مذهب به مثابه مراقب دلسوزي است كه پيوسته در صدد جهت دادن افراد منحرف به سمت فطرت و طريقه حق مي باشد.

    6-اصل بازسازي شخصيت :

    دين ايلام يكي ازادياني است كه به وحدت و يكپارچگي شخصيت معتقد است اسلام دين توحيدي بي نظيري است چرا كه خداوند خالق يگانه و واحد است و خلقت او نيز براساسيك نظام يكپارچه و واحد است كه هر عنصر اين خلقت ضمن برخورداري از وحدت دروني به نوبه خود نقش مهمي در برپايي و هماهنگي خلقت دارد .

    بهترين ارزشها يكي جان وديگري شخصيت انسان مي باشد و هر دو بالاترين مسئوليت را براي آحادامت اسلامي بهمراه مي آورد لذا هر فردي كه تصميم دارد قدم به جاده سلامتي بگذارد خطا وانحرافات گذشته او محو ميشود و فعاليت هاي مثبت و كوشش در راه صحيح زندگي كردن گناهان گذشته را از بين مي برد (قرآن كريم:عمل صالح زشتيها را از بين مي برد)بنابر اين شخصي كه با دستورات فوق سلامت خود را باز يافته به مانند ديگر افراد جامعه ادامه حيات ميدهد و با حرمت و ارزشمندي زندگي مي كند و هيچ مسلماني به خود اجازه كوچكترين جسارت به او نمي دهد زيرا او بازگشت به اصل خويش نموده و بر همه مسلمانها واجب است براي او ارزش يك انسان كامل را قايل باشند اميد است با دستورات حيات بخش اسلام بتوانيم تولدي ديگر در حيات خود و ديگران بويژه افراد معتاد جامعه ايجاد نمائيم.

     


    قدم های دوازده گانه

    قدم هاي دوازده گانه

    اين قدمها اصولي هستند كه بهبودي را ممكن مي سازند

    1- ما اقرار كرديم كه در مقابل اعتيادمان عاجز بوديم و زندگيمان آشفته گرديده بود.

    2- ما به اين باومر رسيديم كه نيرويي برتر از خودمان مي تواند سلامت عقل را به ما باز گرداند.

    3- تصميم گرفتيم كه اراده و زندگي خود را به خداوند بدان گونه كه او را درك كرديم بسپاريم.

    4- ما يك ترازنامه اخلاقي بي باكانه و جسورانه از خود تهيه كرديم .

    5- ما چگونگي دقيق خطاهاي خود را به خداوند به خودمان و به يك انسان ديگر اقرار كرديم .

    6- ما كاملا آماده شديم كه خداوند تمام اين نواقص شحصيتي ما را برطرف كند.

    7- ما با فروتني از او خواستيم كه كمبودهاي اخلاقي ما را برطرف كند.

    8- ما فهرستياز تمام كساني كه آزارداده بوديم تهيه كرديم و خواستار جبران خسارت نسبت به تمام آنها شديم .

    9- ما بطور مستقيم در هر كجا كه امكان داشت ازاين افراد جبران خسارت نموديم مگر در مواردي كه اجراي اين امر به ايشان و يا ديگران زيان وارد نمايد.

    10- ما به تهيه ترازنامه شخصيتي خود ادامه داديم و هر گاه در اشتباه بوديم سريعا بدان اقرار نموديم .

    11- ما از راه دعا و تفكر جوياي بهتر نمودن رابطه آگاهانه خود با خداوند بدانگونه كه او را درك مي كرديم شديم و دعا كرديم فقط براي آگاهي از اراده او براي خودمان و قدرتي كه آنرا به انجام رسانيم.

    12- بايك بيداري روحاني كه در نتيجه اين قدم ها پيدا كرديم ما سعي نموديم اين پيام را به معتادان برسانيم و اين اصول را رد تمام امور خود به اجرا در آوريم.


    اهداف ومراحل درمان اعتیاد

    اهداف و مراحل درمان اعتياد

    مادر

    مادر چون زهرا، آرامش در حضور مادر ( )

    پیشگیری از افسردگی با نماز صبح

    افسردگى (DEPRESSION) حالتى احساسى است كه مشخصه‏اش اندوه، بى‏احساسى (APATHY) ، بدبينى (PESSIMISM) و احساس تنهايى است. اين بيمارى كه امروزه از شيوع بالايى در ميان مراجعه كنندگان به كلينيك‏هاى روانپزشكى برخوردار است، داراى تظاهرات متنوع و زيادى بوده كه از مهمترين آنها مى‏توان به اختلالات خواب اشاره نمود. تحقيقات نشان مى‏دهد 75 درصد از بيماران افسرده مشكلى در خواب (چه به صورت بى خوابى و چه پرخوابى) دارند و همچنين علايم اين بيماران در هنگام صبح تشديد مى‏شود. نكته جالب و قابل توجه و مورد بحث ما اين است كه در اين بيماران چگالى (REM حركت‏ سريع چشم) در نيمه اول خواب و همچنين كل زمان REM افزايش يافته و فاصله ميان به خواب رفتن تا شروع اولين دوره REM يعنى ( LATENCY - REM) كم شده و مرحله 4 خواب نيز كاهش مى‏يابد. (1)

    پس به عبارت ساده‏تر مى‏توان گفت، افراد افسرده زمان بيشترى را در مرحله خواب REM به سر مى‏برند. يعنى به ميزان بيشترى نسبت ‏به سايرين خواب مى‏بينند.

    يك روش درمانى جديد براى بيماران افسرده، بيدار نگه داشتن آن‏ها براى كاهش ميزان REM است، كه بهترين شكل آن نماز صبح است. (2) زمان نماز صبح كه مورد تاكيد قرآن و همچنين بسيارى از روايات بوده، سبب كاهش قابل توجه ميزان خواب REM در اشخاص مى‏شود. زيرا شخص نمازگزار كه خود را ملزم به اقامه نماز صبح مى‏داند و بايد صبحگاه بيدار شود، پس در حقيقت جلوى ورود به مرحله قابل توجهى از REM را مى‏گيرد. از اين جهت ‏بيدارى صبحگاهى براى نماز خود به تنهايى مى‏تواند يك عامل مهم بدون عارضه در پيشگيرى از افسردگى مطرح باشد كه بر تمام روش‌هاى درمانى دارويى و غير دارويى ارجح است، چرا كه پيشگيرى بر درمان مقدم است .

    حال ببينيم، اين موضوع چه ارتباطى با نماز صبح دارد، يعنى نماز صبح چه اثر درمانى مى‏تواند در اين بيماران داشته باشد؟

    به طور متوسط 20 - 15 دقيقه طول مى‏كشد تا يك فرد معمولى به خواب رود. پس در عرض 45 دقيقه وارد مراحل 3 و 4 خواب شده كه اين مراحل عميقترين مراحل خواب‏اند. يعنى بيشترين تحريك براى بيدار كردن فرد در اين مراحل لازم است. حدود 45 دقيقه پس از مرحله ‏4 است كه نخستين دوره حركات سريع چشم (REM) فرا مى‏رسد. هر چه از شب مى‏گذرد، دوره‏هاى REM طولانى‏تر و مراحل 3 و 4 كوتاه‏تر مى‏شود. بنابراين در اواخر شب، خواب شخص سبك‏تر شده و رؤياى بيشترى مى‏بيند (يعنى خواب REM اش بيشتر مى‏شود). پس قسمت اعظم خواب REM در ساعات نزديك صبح به وقوع مى‏پيوندد. و از طرفى ديديم كه يكى از مشكلات مهم بيماران افسرده، افزايش يافتن طول خواب REM و خواب ديدن زياد است. از اين جهت ‏يك مبناى مهم در توليد داروهاى ضد افسردگى ايجاد داروهايى است كه كاهش دهنده مرحله REM خواب باشند (از جمله داروهاى ضد افسردگى سه حلقه‏اى) .

    لازم به ذكر است آثار روحى و روانى ايمان به خدا و اقامه نماز بسيار زياد است و نكات علمى بسيار شگرفى در اسرار سحر كه مورد تاكيد فراوان اسلام نيز بوده، نهفته است كه انسان با دانستن آنها از تمام وجود زمزمه مى‏كند.

    علاوه بر اين يك روش درمانى جديد براى بيماران افسرده، بيدار نگه داشتن آن‏ها براى كاهش ميزان REM است، كه بهترين شكل آن نماز صبح است. (2) زمان نماز صبح كه مورد تاكيد قرآن و همچنين بسيارى از روايات بوده، سبب كاهش قابل توجه ميزان خواب REM در اشخاص مى‏شود. زيرا شخص نمازگزار كه خود را ملزم به اقامه نماز صبح مى‏داند و بايد صبحگاه بيدار شود، پس در حقيقت جلوى ورود به مرحله قابل توجهى از REM را مى‏گيرد. از اين جهت ‏بيدارى صبحگاهى براى نماز خود به تنهايى مى‏تواند يك عامل مهم بدون عارضه در پيشگيرى از افسردگى مطرح باشد كه بر تمام روش‌هاى درمانى دارويى و غير دارويى ارجح است، چرا كه پيشگيرى بر درمان مقدم است .

    لازم به ذكر است آثار روحى و روانى ايمان به خدا و اقامه نماز بسيار زياد است و نكات علمى بسيار شگرفى در اسرار سحر كه مورد تاكيد فراوان اسلام نيز بوده، نهفته است كه انسان با دانستن آنها از تمام وجود زمزمه مى‏كند؛

    "اقم الصلوة لدلوك الشمس الى غسق اليل قرءان الفجر ان قرءان الفجر كان مشهودا (3) ؛ نماز را از زوال آفتاب تا نهايت تاريكى شب برپا دار و (نيز) نماز صبح را، زيرا نماز صبح همواره (مقرون با) حضور (فرشتگان) است .

    منبع:

    http://tarigat98.blogfa.com/85114.aspx

     


    سه تیپ رنجور

    شخصيت روان رنجورانه را تا چه اندازه مي‌شناسيد؟ تا چه حد با نگرش‌ها و رفتارهايي اين افراد آشنا هستيد؟
    نگرش‌ها و رفتارهايي كه بيانگر تمايل به سوي مردم است، عليه مردم حركت مي‌كند و يا اين كه از آنها فاصله مي‌گيرد. «كارن هورناي»، يكي از روان تحليلگران و كسي كه سال‌هاي اوليه كودكي را در شكل‌گيري شخصيت انسان بسيار مهم مي‌داند معتقد است: نيروهاي اجتماعي در كودكي بر رشد شخصيت تأثير دارند نه نيروهاي زيستي. به نظر هورناي، مردم نه به وسيله پرخاشگري بلكه به وسيله نياز به ايمني و محبت برانگيخته مي‌شوند.
    نظريه شخصيت او شرح مي‌دهد كه چگونه كمبود محبت در دوران كودكي، اضطراب و خصومت را پرورش مي‌دهد.اين كه كودك احساس امنيت و فقدان ترس كند، در تعيين بهنجار بودن رشد شخصيت او با اهميت است. هورناي، تصور مي‌كرد كه نياز ايمني بر كودك حاكم است. منظور او، نياز به امنيت و رهايي از ترس بود. امنيت كودك كاملاً بستگي به اين دارد كه والدين چگونه با او برخورد كنند و اين كه كودك را دوست بدارند و او را بخواهند.

    هنگامي كه امنيت تضعيف شود، خصومت به وجود مي‌آيد. ممكن است كودك به خاطر احساس درماندگي، ترس از والدين، نياز به محبت والدين و يا احساس گناه ناشي از نشان دادن خصومت، آن را سركوب كند. سركوب كردن خصومت منجر به اضطراب بنيادي مي‌شود به نوعي كه فرد احساس مي‌كند در دنياي خصمانه، تنها و درمانده است.
     اين اضطراب پايه‌اي است براي به وجود آمدن روان رنجوري‌هاي بعدي. با اين مقدمه حال مي‌توانيم به انواع گرايش‌هاي روان رنجوري مثل اختلال شخصيت وابسته، شخصيت پرخاشگر و شخصيت منزوي بيشتر بپردازيم.


    شخصيت مطيع:

    مهم‌ترين ويژگي اختلال شخصيت وابسته، نداشتن اطمينان برخود، وابستگي كامل به ديگران، رفتار تسليم جويانه، كمرويي و ترديد و پرهيز از مسئوليت‌ها است. نياز بيش از حد شخصيت وابسته براي اين كه تحت حمايت و حراست قرار بگيرد، سبب مي‌شود تسلط ديگران را به راحتي بپذيرد. ترس وي از جدايي موجب مي‌گردد رفتاري تسليم جويانه و مقاومت‌آميز در برابر ديگران پيش گيرد. اين رفتارها از ابتداي جواني ظاهر مي‌شود و در زمينه‌هاي گوناگون تجلي پيدا مي‌كند.
    شخصيت وابسته در تصميم‌گيري‌هاي معمولي روزانه هم مشكل دارد، قادر به «نه» گفتن نيست و در هيچ مورد نمي‌تواند مخالفت خود را با نظر ديگران بيان كند. اين افراد ديدي منفي، بدبينانه و مردد نسبت به خويش دارند و توانايي‌هاي خود و حتي آنچه را كه مالك آن هستند را ناچيز مي‌شمارند. روابط اجتماعي آنها محدود به افراد معدودي مي‌شود كه فرد به آنها وابسته است.
     اين افراد معمولاً به يك شخصيت سلطه‌گر (دوست يا همسر) نياز دارند كه آنها را سرپرستي و راهنمايي نموده و از آنها حفاظت كند. همچنين براي رسيدن به اهدافشان مقابل ديگران مخصوصاً والدين به گونه‌اي رفتار مي‌كنند كه ديگران آنها را جالب يا دلنشين بيابند.
    شخصيت‌هاي مطيع آشتي جو هستند و اميال شخصي خود را تابع اميال ديگران مي‌كنند. هرگز جسور، انتقادي و يا پرتوقع نيستند و نسبت بر خودشان همواره نگرش ضعف و درماندگي‌ دارند. هر  گونه نشانه طرد (واقعي يا خيالي) براي آنها وحشتناك است و به افزايش تلاش براي به دست آوردن محبت مجدد شخصي كه آنها را طرد كرده، منجر مي‌شود البته منشأ اين رفتارها برمي‌گردد به خصومت، احساس عميق نافرماني و انتقام‌جويي سركوب شده كه فرد وابسته آنها را به صورت وارونه نشان مي‌دهد.
    اين اختلال مي‌تواند ناشي از رفتار والديني باشد كه بيش از اندازه حمايتي و خودكامه هستند. اين والدين وابستگي را در فرزندان خود ترغيب مي‌كنند و اين رفتار وابسته، حس مراقبت تسلي بخشي را براي والدين به ارمغان مي‌آورد.
    در صورت پايان يافتن يك رابطه نزديك، افراد مبتلا به اختلال شخصيت وابسته ممكن است به سرعت در پي رابطه ديگري باشند كه نياز به مراقبت و حمايت آنها را ترغيب كند. اعتقاد آنها مبني بر اين كه قادر نيستند در غياب رابطه‌اي نزديك كاركرد مناسبي داشته باشند موجب مي‌شود به سرعت به شخص ديگري دلبسته شوند.
     اختلال شخصيت وابسته با ديگر اختلالات شخصيت به ويژه اختلالات شخصيت مرزي، اجتنابي و نمايشي همراه است. بيماري فيزيكي مزمن نيز ممكن است فرد را براي ظهور اين اختلال مستعد كند.
     اين اختلال در زنان بيشتر از مردان است. همچنين در فرزندان كوچك‌تر خانواده، احتمال آسيب‌پذيري بيشتري براي ابتلا به آن وجود دارد. بنياد درمان شخصيت‌هاي وابسته نيز متكي به روان‌درماني و دارو درماني است. رفتار درماني، خانواده درماني و گروه درماني نيز تاكنون نتايج موفقيت‌آميزي داشته‌اند.


    شخصيت‌ پرخاشگر:

    اين افراد عليه مردم حركت مي‌كنند. آنها به گونه‌اي خشن و آمرانه، بدون توجه به ديگران عمل كرده و براي به دست آوردن كنترل و برتري كه بسيار براي زندگي‌شان حياتي است، بايد همواره در سطح بالا عمل كنند و به وسيله ممتاز بودن و به دست آوردن شهرت از اين كه برتري آنها را تأييد مي‌كنند، ارضا مي‌شوند. اين افراد براي پيش افتادن از ديگران برانگيخته مي‌شوند و درباره هر كس برحسب استفاده‌اي كه از رابطه با آنها مي‌برند، قضاوت مي‌كنند. آنها براي خشنودي ديگران تلاش نمي‌كنند بلكه جروبحث، انتقاد و پافشاري مي‌كنند و هر كاري كه براي به دست آوردن و حفظ برتري و قدرت لازم باشد انجام مي‌دهند. آنها براي اين كه بهترين باشند سخت خود را تحريك مي‌كنند بنابر اين در شغلشان ممكن است موفق باشند. آنها از توانايي‌هاي خود مطمئن هستند و در نشان دادن و دفاع از خود بي‌پروا هستند.


    شخصيت اجتنابي:

    افراد مبتلا به اين اختلال از تماس بين فردي به دليل ترس از انتقاد، عدم تأييد و يا طرد شدن دوري مي‌كنند و براي اين جدايي مي‌كوشند تا خود بسنده شوند.
     براي همين بر امكانات خودشان متكي شده و اعلام بي‌نيازي مي‌كنند. برعكس افراد مبتلا به شخصيت وابسته، اين افراد از برقراري ارتباط جديد امتناع مي‌كنند مگر اين كه كاملاً مطمئن باشند بدون هيچ انتقادي مورد محبت و پذيرش آنها قرار خواهند گرفت.
    ميل زياد به تنهايي باعث مي‌شود كه تجربه‌اي مثل گوش دادن به موسيقي نيز اين افراد را آشفته كند. آنها بايد از هر گونه قيد و بند مثل جدول زماني، برنامه زمان‌بندي شده، تعهدات طولاني مدت و گاهي حتي فشارهاي بسيار كوچك در زندگي اجتناب كنند. آنها نياز به برتري دارند، اما نه به شيوه شخصيت پرخاشگر. چون نمي‌توانند به‌طور فعال باديگران رقابت كنند. يكي از جلوه‌هاي اين حس برتري، احساس بي‌نظير و مجزا بودن و فرق داشتن است آنها جلوي تمام احساسات خود نسبت به ديگران، مخصوصاً عشق و نفرت را مي‌گيرند يا اين كه آنها را انكار مي‌كنند.
     اين افراد به خاطر محدوديت عواطفشان، تأكيد زيادي بر عقل، منطق و هوش دارند. رفتار اجتنابي اغلب در نوزادي يا كودكي همراه با خجالتي بودن، منزوي بودن و ترس از غريبه‌ها و موقعيت‌هاي جديد شروع مي‌شود. اگر چه خجالتي بودن كودك يك پيش سير براي اين اختلال است، در بيشتر افراد با بالا رفتن سن به تدريج ناپديد مي‌شود.
    برعكس افرادي كه در شرف بروز اختلال شخصيت اجتنابي هستند ممكن است در خلال بزرگسالي و اوايل كودكي، زماني كه روابط اجتماعي با افراد جديد از اهميت خاصي برخوردار است به‌طور فزاينده‌اي خجالتي و دوري گزين شوند.
    ديگر اختلالاتي كه معمولاً همراه با اختلال شخصيت اجتنابي هستند عبارتند از: اختلالات خلقي و اضطرابي. اين اختلال اغلب همراه اختلال شخصيت وابسته تشخيص داده مي‌شود به دليل اين كه افراد مبتلا به شخصيت اجتنابي به قليل دوستان خود خيلي دلبسته و وابسته مي‌شوند.
     به‌طور كلي مي‌توان گفت فرد روان رنجور براي كنترل اضطراب بنيادي خود، به وسيله اين گرايش‌ها فكر و عمل مي‌كند. هر سه اين گرايش‌ها به نظر هورناي در فرد وجود دارد منتهي هميشه يكي از آنها غالب است و دو گرايش ديگر با شدت كمتري وجود دارند.

    علایم کمبود اعتماد به نفس

    اعتماد به نفس به  درجه توجه افراد نسبت به خويش يا احترامي كه به خود مي‌گذارند اشاره دارد و مقدار ارزشي است كه افراد براي توانايي‌ها و عقايدشان قائل مي‌شوند.

    وارن (1991) مي‌گويد: اعتماد به نفس به دو بخش تقسيم مي‌شود:

    بخش اول: توانايي گفتن اينكه «من مهم هستم»، «من به حساب مي‌آيم»

    بخش دوم: توانايي گفتن اينكه «من با كفايت هستم»، «من چيزي براي عرضه كردن به ديگران و دنيا دارم.» همه ما به نوعي با مسأله اعتماد به نفس و نقش و اهميت آن در جريان زندگي مواجه هستيم بنابراين مي‌توانيم با استناد به علائم علمي و مستند كاهش اعتماد به نفس در متن ذيل ميزان اعتماد به نفس خويش را محك بزنيم و مورد ارزيابي قرار دهيم.

    علائم كمبود اعتماد به نفس:

     

    1. از دست دادن وزن و اشتها
    2. پرخوري
    3. يبوست و اسهال
    4. اختلالات خواب (بي‌خوابي يا مشكل در به خواب رفتن يا بيدار خوابي(
    5. پرخوابي
    6. شكايت از خستگي
    7. كناره‌گيري از فعاليت‌ها
    8. شركت نكردن در بحث‌ها و گفت‌وگوها (تمايل به بودن در حاشيه)، بيشتر شنونده بودن تا شركت كننده
    9. كاهش ميل جنسي
    10. 10 كاهش رفتارهاي خودانگيخته
    11. حالت نامناسب بدني
    12. حالت اضطراب،غمگيني و نااميدي، درماندگي وعجز
    13. ترس از عصباني كردن ديگران
    14. احساس تنهايي، احساس اينكه ديگران شخص را دوست ندارند و قادر نبودن به بيان احساس خود و ضعف در مواجه يا چيرگي بر مشكلات
    15. اجتناب از موقعيت‌هايي كه شخص بايد در معرض عموم قرار گيرد و خود را افشا كند
    16. ناتواني در انجام دادن كارها به نحو مطلوب يا ثمربخش
    17. حساسيت به انتقاد، كمرويي
    18. شكايت‌هاي فراوان از دردهاي جسماني
    19. احساس بي‌ارزشي و بي‌لياقتي
    20. حالاتي از ملامت خود، تنفر از خود و راضي نبودن از خود
    21. انكار موفقيت‌ها و دستاوردهاي گذشته و انكار موفقيت در فعاليت‌هاي جاري
    22. احساس اينكه هر كاري كه  شخص انجام مي‌دهد با شكست مواجه مي‌شود و يا بي‌معني است
    23. نشخوار مسائل
    24. در جست‌وجو و طالب تشويق از سوي ديگران، تلاش براي به دست آوردن محبت اما ناتواني در انجام نثار مقابل محبت به ديگران
    25. خود را سربار ديگران ديدن.

    هیستری

    ( هیستری ) سرگردان ميان جسم و روان

     

    در يك لحظه ناگهان احساس كردم تمام دنيا روي سرم خراب شده و عرق سردي روي پيشاني ام نشسته است. در حالي كه از سرزنش هاي مكرر اطرافيانم به ستوه آمده بودم خود را بر روي تخت بيمارستان مي ديدم.

     نمي توانستم حرف بزنم ولي صداي آنها را مي شنيدم. حس مي كردم نيمي از بدنم فلج شده و حتي قادر به راه رفتن هم نيستم. همه دوروبرم را احاطه كرده اند و مي شنوم كه مي گويند انگار به كما رفته . همسرم را مي ديدم كه با نگراني مدام به اين طرف و آن طرف مي رود و كساني كه هميشه مرا مورد آزار قرار مي دادند حالا بيش از اندازه دلواپس شده اند. همين احساس خوبي به من مي داد. در ميان اين فضاي تشويش زده ناگهان صداي پزشكي را شنيدم كه مي گفت: نگران نباشيد. هيچ اتفاقي نيفتاده، او كاملاً سالم است.

     

    با واكنش هيستري تا چه حد آشنا هستيد؟ آيا با مرور خاطره فوق به اين فكر كرديد كه شايد شما هم در زمان هايي از زندگي خود به اين حالات دچار شديد و يا اين كه شكايت هاي جسمي مكرري داشته ايد در حالي كه هيچ كدام از آنها واقعيت خارجي نداشتند و حتي پزشك هم آن را تاييد نكرده است؟

    هيستري پديده اي است كه شايد بتوان آن را در زمره بيماري هاي اعصاب و روان قرار داد....

     

    واكنش هايي كه در نتيجه اين اختلال ظاهر مي شوند به صورت شكايات مختلف جسمي از قبيل سردرد، درد اعضا، دردهاي شكمي، تهوع و استفراغ است كه مي توان كري، كوري، فلج به خصوص فلج نيمه بدن را به آن اضافه كرد. هيستري معمولاً در پي ناكامي، محروميت و شكست بروز مي كند و بيمار با بروز اين واكنش ها به طور ناخودآگاه خود را ارضا مي كند.

     

    در مورد اين اختلال، علت آن و همچنين تصورات غلط برخي از پزشكان در مورد هيستري با دكتر بابك زماني متخصص مغز و اعصاب گفت وگو كرده ايم. ايشان معتقدند تشخيص بيماري هيستري و درمان آن فقط بايد از سوي روان پزشك انجام گيرد و تشخيص آن از سوي پزشكاني كه تخصصي در زمينه بيماري هاي اعصاب و روان ندارند اصلاً كار صحيحي نيست.

     

        *  آقاي دكتر! بهتر است بحث مان را از تعريف هيستري شروع كنيم.

     هيستري نمايش يك سري از علائم جسمي به دليل عوامل روحي است. اين علائم جسمي در حقيقت وجود ندارند. ممكن است كساني كه دچار هيستري هستند مبتلا به بيماري باشند كه به آن واكنش تبديلي مي گوييم و يا اين كه مبتلا به تمارض شوند. كسي كه دچار فلج نيمه بدن شده ولي سكته مغزي نكرده ممكن است دچار تمارض يا واكنش تبديلي شده باشد.

     

        *  آيا تمارض و واكنش تبديلي شكلي از اختلال هيستري هستند؟

      بله، به عنوان مثال در اختلال تبديلي فرد مشكلاتي را در زندگي عاطفي، اجتماعي، اقتصادي و... دارد كه اين مشكلات فشارهاي زيادي را بر او تحميل مي كنند و همين باعث مي شود كه اين فشارها به صورت علائم جسمي خودشان را نشان دهند. البته خود فرد متوجه نيست كه مشكلات روحي سبب شده تا او يك سري از علائم جسمي را از خود نشان دهد. در واقع فرد احساس مي كند خودش را در معرض نمايش گذاشته و به اين صورت ارضا مي شود.

     

    در تمارض نيز در واقع فرد، بيمار نيست بلكه كسي است كه خود را كاملاً از روي عمد به بيماري مي زند تا از اين طريق از طرف مقابلش امتيازي به دست بياورد. مثل سربازي كه خود را به مريضي مي زند تا به هدفش كه گريز از انجام وظايف است برسد. به همه اين واكنش ها هيستري مي گويند. البته بايد مواظب بود كه اين موارد را از هم كاملاً افتراق داد يعني به كسي كه تمارض دارد مارك اختلال تبديلي نزد و بالعكس.

     

        *  نوع هيستري و علائم آن به چه عواملي بستگي دارد؟

     در طول تاريخ نوع هيستري همواره در حال تغيير بوده و به فرهنگ جامعه بستگي دارد. مثلاً در گذشته علائم جسمي بارزتر بوده و افراد اغلب خودشان را به مردن مي زدند و يا علائم كماي شديد در آنها ديده مي شد. ولي به تدريج اين علائم شكل حركتي به خود گرفت و به خصوص در فرهنگ هاي پايين تر، فلج نيمه بدن و يا فلج اندام تحتاني شايع شد.

     

    در حال حاضر نيز هرچه بيشتر جلو مي رويم اشكال هيستري ظريف تر مي شوند و شكل پيچيده تري به خود مي گيرند. سردردهاي عجيب و غريب، دردهاي مبهم، سندرم خستگي روزانه و... از انواع آن هستند. البته اغلب اوقات اين علائم خود را به شكل هيستري واضح نشان نمي دهند و اين باعث مي شود كه پزشكان فكر كنند فرد واقعاً دچار بيماري جسمي است.

     

        * نحوه برخورد پزشكان و اطرافيان با بيمار مبتلا به هيستري به چه گونه اي بايد باشد؟

      همان طور كه گفتم در اين اختلال هدف بيمار جلب محبت اطرافيان است؛ بلكه از اين طريق شرايطش كمي تغيير كند، در حالي كه هر محبت و توجهي از طرف اطرافيان ممكن است اين بيماري را تشديد كند.

     

    متاسفانه اطرافيان بيمار حتي بعد از اين كه پزشك تشخيص مي دهد او بيماري خاصي ندارد همچنان به محبت و توجه بيش از حد خود نسبت به فرد ادامه مي دهند. از طرف ديگر نيز بعضي از پزشكان وقتي كه مي بينند بيمار هيچ مشكل جسمي خاصي ندارد حالت تمسخرآميزي به خود مي گيرند كه اين اصلاً صحيح نيست و باز هم متاسفانه بعضي از پزشكان جوان فكر مي كنند كه كشف هيستري در يك بيمار كشف بزرگي است و در موارد اورژانس سعي مي كنند اين بيماري را در او كشف كنند.

     

    با ادامه اين روند ما تعداد بسيار زيادي از بيمار نيازمند مداواي پزشك را مي بينيم كه به آنها مارك هيستري زده شده و از آنها مراقبت پزشكي صورت نمي گيرد؛ مخصوصاً كساني كه دچار تشنج مي شوند. از اين پيچيده تر اين است كه در بسياري از واكنش هاي تبديلي يك هسته ارگانيك وجود دارد. يعني دچار بيماري است ولي چون نمي تواند آن را بيان كند سعي مي كند آن را با حركاتش نشان دهد (مثل تشنج) و چون نقش خود را ماهرانه بازي نكرده پزشك آن را هيستري قلمداد مي كند.

     

        *  آيا پزشكاني كه فقط در حيطه سلامت جسمي بيمار دخالت دارند مي توانند هيستري را تشخيص دهند؟

    اين نكته بسيار مهمي است. پزشكاني كه به كار جسم مي پردازند فقط متولي بيماري هاي جسمي هستند و اگر نتوانستند وجود بيماري جسمي را در فرد تشخيص داده و ثابت كنند، صلاحيت اين را ندارند كه ببينند بيمار مشكل روحي يا هيستري دارد يا نه. در اين موارد آنها بايد بيمار را به روان شناس یا روان پزشك ارجاع دهند و يا اين كه خودشان با اين پزشكان وارد مشورت شوند.

    فشار روانی خود را بیابید

    Image and video hosting by TinyPic


    این تصویر در حقیقت ثابت و بدون حرکت میباشد . اگر آنرا متحرک میبینید به فشارهای روانی شما مربوط میباشد

    هر چه سرعت حرکت در تصویر بیشتر دیده شود فشارهای روانی بیننده نیز بیشتر میباشد و بالعکس


    شخصیت و امضا

    کسانی که به طرف عقربهای ساعت امضاء می‌كنند انسان‌های منطقی هستند
    كسانی كه بر عكس عقربه‌های ساعت امضاء می‌كنند دیر منطق را قبول می‌كنند و بیشتر غیر منطقی هستند
    كسانی كه از خطوط عمودی استفاده می‌كنند لجاجت و پافشاری در امور دارند
    كسانی كه از خطوط افقی استفاده می‌كنند انسان‌های منظّم هستند
    كسانی ك با فشار امضاء می‌كنند در كودكی سختی كشیده‌اند
    كسانی كه پیچیده امضاء می‌كنند شكّاك هستند
    كسانی كه در امضای خود اسم و فامیل می‌نویسند خودشان را در فامیل برتر می‌دانند
    كسانی كه در امضای خود فامیل می‌نویسند دارای منزلت هستند
    كسانی كه اسمشان را می‌نویسند و روی اسمشان خط می‌زنند شخصیت خود را نشناخته‌اند
    كسانی كه به حالت دایره و بیضی امضاء می‌كنند ، كسانی هستند كه می‌خواهند به قله برسند

    نقاشي بچه ها را چگونه تفسير كنيم

    نقاشي زبان كودك است. كودكان برخلاف بزرگسالان هستند. آنها از طريق نقاشي كشيدن، قصه گويي، بازي كردن و… شناخته مي شوند.

    نقاشي به ما كمك مي كند تا به دنياي دروني و روح كودك پي ببريم، بدانيم چه نيازهايي دارد، آيا كودك ناسازگار يا بيمار است؟ در بزرگسالي مي خواهد چه كاره شود و… به دليل علاقه بسيار ي از خانواده هاي عزيز و اهميت نقاشي كودكان تصميم دارم در اين شماره و در چند شماره آتي مفاهيم نقاشي كودكان را به صورت كاملاً خلاصه شده، تقديمتان كنيم. مفهوم خورشيد، ماه، آسمان، زمين، اتومبيل و حيوانات را در اين شماره با هم بررسي مي كنيم، لطفاً توجه داشته باشيد كه شما به كودك، موضوع نقاشي نمي دهيد و خودش آزادانه نقاشي مي كند.

    1ـ خورشيد و ماه

    در اغلب نقاشيهاي كودكان، خورشيد ديده مي شود. خورشيد نشانه امنيت، خوشحالي، گرما، قدرت و به قول روانشناسان خورشيد به معني پدر است. وقتي رابطه كودك و پدر خوب است كودك خورشيد را در حال درخشيدن مي كشد و وقتي رابطه آن دو مطلوب نيست كودك خورشيد را در پشت كوه ناپديد مي كند.

    ترس كودك ازپدر به رنگ قرمز تند و يا سياه در نقاشي ديده مي شود. البته با يك نقاشي ما به قضاوت نمي پردازيم بلكه بايد چندين نقاشي كودك را بررسي كرد. ماه نشانه نيستي است. اغلب كودكان ماه را كنار قبر و قبرستان مي كشند. كودكان در نقاشي خود ماه را با مرگ معني مي بخشند.

    2ـ آسمان و زمين

    آسمان به معني الهام و پاكي است. ولي زمين به معني ثبات و امنيت مي باشد. كودكان خيلي كوچك هيچ وقت خطي براي نشان دادن زمين ترسيم نمي كنند، ولي در سن 5 يا 6 سالگي كه آغاز به درك دلايل منطقي مي كنند به كشيدن زمين نيز مي پردازند.

    3ـ اتومبيل

    درجامعه امروزي ماشين نشانه قدرت است، به همين دليل در نقاشيهاي كودكان مخصوصاً پسربچه ها ماشين زياد ديده مي شود. وقتي يكي از اعضاي خانواده كه اغلب پدر و گاهي خود كودك است، رانندگي مي كنند، از ديدگاه برون فكني اهميت پيدا مي كند. بيشتر نوجوانان به بهانه اينكه كشيدن تصوير آدم حوصله شان را سرمي برد يا سخت است، از كشيدن شكل آدم خودداري مي كنند اما به اعتقاد پژوهشگران ترجيح دادن كشيدن ماشين در اين دوره خود به خود نشان دهنده وابسته بودن شخص به دنياي خارج و زندگي ماشيني است. البته اين مسائل بستگي به سن، فرهنگ وعوامل ذهني و… نوجوان دارد.

    4ـ حيوانات

    اگر در نقاشي كودك شما تصاوير حيوانات ديده مي شود ممكن است دلايل مختلفي وجود داشته باشد كه شما با صحبت كردن با كودك پي به آن مي بريد. كودكي كه در روستا زندگي مي كند و يا حيوانات خانگي دارد و يا عاشق حيوانات باشد و يا حتي زياد به باغ وحش برود طبيعي است كه حيوان بكشد. پس فرهنگ و طرز زندگي كودك در خانواده از اهميت زيادي برخوردار است. اگر كودك به نوعي با حيوانات رابطه نداشته باشد و حيوان براي او در دسترس نباشد تصوير حيوان در نقاشي او اهميت خاصي پيدا مي كند. گاهي ممكن است كودك احساس گناه و تقصيري را كه تجربه كرده و جرأت نكرده آن را ابراز كند در نقاشي و در قالب حيوان نشان دهد.

    مثلاً كودكي ممكن است به دليل اينكه ديشب درجايش خرابكاري كرده و سرزنش شده احساس گناه كرده باشد و در نقاشي اش شكل حيوان خاصي را مثل مارمولك بكشد. كشيدن حيوانات درنده نشانه فشارهاي دروني مخفي كودك است. مثلاً كودكي كه نسبت به برادر كوچكتر تازه به دنيا آمده اش حسادت مي كند، در نقاشي ممكن است گرگ بكشد كه اين نشان دهنده ترس و دلهره كودك از تازه وارد كوچولو است.دوستان خوبم، توجه داشته باشيد كه درتجزيه و تحليل نقاشي كودكان كه كاري بسيار ظريف و حساس است چون يك كار تخصصي و تجربي است شما رأي قطعي نمي دهيد. كودك شما بايد خودش به ميل خودش موضوع نقاشي را اتنخاب كند.

    شما نبايد بالاي سر او بنشينيد و به او مداد رنگي به ميل خودتان بدهيد. او در نقاشي كردن بايد آزادي كامل داشته باشد. در پايان نقاشي از كودك بخواهيد كه در مورد تصاوير كشيده شده براي شما حرف بزند. اين گونه اطلاعات به شما در تجزيه و تحليل نقاشي كودك كمك مي كند. كودكان را به كشيدن تشويق كنيد اما آنها را مجبور نكنيد كه همين الان براي شما نقاشي بكشند.

     

       

    شخصیت یعنی « مجموعه‌ای از رفتار وشیوه‌های تفکر شخص در زندگی روزمره که با ویژگی های بی همتا بودن ، ثبات (پایداری) و قابلیت پیش بینی» مشخص می‌شود. از این تعریف چندین نکته قابل استنباط است.
     
    بی همتایی و تفاوت : شخصیت یک فرد بی‌همتاست و در عین بعضی مشابهت‌ها ، هیچ دو شخصیت یکسان و همسان وجود ندارد.


    ثبات داشتن (پایداری) : اگر چه افراد در شرایط و محیطهای گوناگون در ظاهر رفتار متضاد و مختلفی دارند، ولی در طول زمان (مثلا چندین دهه) رفتار و واکنش و همچنین شیوه تفکر آنها دارای یک در ثبات نسبی دائمی است.


    قابلیت پیش بینی : با توجه کردن و مطالعه رفتار و نوع تفکر اشخاص می‌توان سبک رفتاری و تفکری افراد را با احتمال زیاد پیش بینی کرد. قابلیت پیش بینی رفتار با «ثبات در رفتار» رابطه متقابل دارد.

    اختلال شخصیت چیست؟
    آیا تابحال کسی را دیده‌اید که در برابر یک انتقاد ساده ، واکنش خشمگینانه شدیدی داشته باشد؟
    آیا از خود پرسیده‌اید که چرا بعضی افراد انواع مختلف «خال کوبی» را روی پوست خود دارند؟
    چرا بعضی افراد برای خود بعضی افراد برای خود ، خانواده و ... برنامه ریزی سختگیرانه دارند بصورتی که شرایط بحرانی هم حاضر به تغییر آن نیستند؟

    شخصیت می‌تواند سازگار و یا ناسازگار باشد. «ناسازگاری» زمانی مطرح می‌شود که افراد قادر نباشند تفکر و رفتار خود را با محیط و تغییرات آن تطبیق دهند. سازگاری یا عدم سازگاری ارتباط نزدیکی با «انعطاف پذیری» دارد. یک شخصیت سالم با وجود ثبات و پایداری به میزانی از انعطاف‌پذیری بهره می‌برد. اما افراد ناسازگار در برخورد با موقعیت‌هایی که واکنش به آنها مستلزم تغییرات و تصمیمات جدید است، تفکر و رفتار انعطاف ناپذیری از خود بروز می‌دهند. بنابراین ، اختلال شخصیت یعنی «رفتارهای ناسازگار و انعطاف ناپذیر در برخورد با محیط و موقعیت ها»
     
    میزان شیوع اختلال شخصیت
    شیوع در جمعیت کلی
    میزان شیوع اختلال شخصیت در کل جمعیت حدود 4 تا 6 درصد برآورد شده است. اگر چه در بین انواع مختلف شخصیتی تفاوتهای معنی‌دار وجود دارد برای مثال برآوردها برای اختلال پارانوئید حدود (0.5 تا 2.5 درصد) است در حالی که برای اختلال اجتنابی بین (1 تا 10 درصد) اعلام شده است.
     
    شیوع در بین دو جنس
    در میزان شیوع اختلال شخصیت بین دو جنس تفاوت های معنی‌دار دیده می شود برای نمونه در حالی که طبق برآوردهاا صداجتماعی واختلال وسواسی- جبری در مردان بیشتر از زنان است اختلال مرزی نمایشی و وابسته در زنان بیشتر از مردان (گاهی 2 برابر مردان) است.
     
    درمان اختلال شخصیت
    روان درمانی
    روشی است که روانشناسان بالینی یا مشاور با استفاده از اقدامات «نیرو دارویی» اقدام به درمان اختلال می نماید و شامل انواع مختلفی است از قبیل «روانکاروی ، شناخت درمانی ، رفتار درمانی ، گروه درمانی ، آموزش مهارت های اجتماعی و... هدف از روان دمانی ، آموزش رفتارهای جدید همراه با اسجاد خودآگاهی و بینش در مراجع (دروان جو) نسبت به رفتار خود و اثر آن بر فرد و جامعه است. در درمان اختلال شخصیت اولویت با روان درمانی است.
     
    درمان دارویی
    در کنار روان درمانی مواقعی وجود دارد که لازم است از دارو نیز استفاده شود تا فرآیند درمان تسهیل شود. دارو درمانی زیر نظر روانپزشک اعمال می شود و میزان و تعداد مصرف را او تعیین می کند. داروهای مورد استفاده برای درمان این اختلال بطور غیر مستقیم اثر خود در اعمال می کنند. برخی از گروهها دارویی مورد استفاده عبارتند از: ضد اضطرابها ، ضد افسردگیها ، ضد جنونها.

     

       
      

    Image

    قرص اکستازی از دسته آمفتامین‌های جایگزین بوده و دارای خواص

     توهم زایی و تحریک است. این قرص‌ها هیچ مورد مصرف درمانی ندارند.

    این فرآورده که در بین جوانان به نام قرص‌های شادی آور (اکس) مشهور

    شده است، به رنگهای قهوه‌ای ، صورتی ، سبز و شفاف

    درمهمانی‌های شبانه به منظور ایجاد سرخوشی کاذب مورد استفاده

    قرار می‌گیرد. قرص اکستازی از موادی به نام آمفتامین‌ها ساخته

    می‌شود.

    آمفتامین‌ها گروهی از مواد محرک مغزی هستند که معمولا به شکل

    پودر سفید رنگ و گاهی سفید متمایل به قهوه‌ای روشن یا سفید

    مشاهده می‌شود. انواع آمفتامین‌ها دارای مصارف طبی هستند و تحت

    نظارت کامل پزشک در مواردی چون افسردگی‌ها ، اختلالات پرتحرکی ،

    کم توجهی به کودکان و حمله‌های خواب مورد استفاده قرار می‌گیرند

    که در بعضی موارد برای ایجاد حالت سرخوشی توسط دانش آموزان ،

    دانشجویان و رانندگان مورد سوء مصرف قرار می‌گیرند.

    آثار اکستازی

    آثار این دارو معمولا بعد از گذشت 30 تا 60 دقیقه از مصرف دارو شروع

    می‌شود و در عرض دو تا چهار ساعت به حداکثر می‌رسد و این

     سرخوشی تا چند ساعت باقی می‌ماند. بعد از شادی و سرخوشی

    اثری باقی نمی‌ماند و فرد مصرف‌کننده احساس افسردگی و بیهودگی

    می‌کند. بعد از مصرف فرد دچار احساس شادی و آرامش کاذب ،

    اضطراب ، افسردگی ، تحریک پذیری ، اختلال حافظه ، احساس نزدیکی

    و صمیمیت با دیگران ، ترس ، خشکی دهان ، قفل شدن چانه ،

    بی‌خوابی و افزایش انرژی و کاهش اشتها و در بعضی مصرف‌کنندگان

    عدم ثبات روانی ، بیقراری و تهوع و استفراغ و جنون و در مصارف ممتد

    و طولانی دچار توهم و دوره‌های بازگشت توهم می‌شود.


    آمار مربوط به مصرف‌کنندگان مواد شادی آور

    تاریخ ساخت اولین قرص‌های شادی‌بخش (روان گردان) سال 1912 بود.

    در حال حاضر حدود 214 میلیون نفر در جهان معتاد هستند که از این

    تعداد 15 میلیون نفر معتاد به مواد مخدر (هروئین ، مرفین ، حشیش

    و...) و بقیه معتاد به مواد روان گردان می‌باشند. در انگلیس 800 تا 2

    میلیون نفر و در آمریکا 2 میلیون نفر براساس تحقیقی که انجام دادند در

    سال 1991 بین دانشجویان آمریکا 1 درصد مصرف کننده این مواد بودند

    که این تعداد در سال 2002 به 9.9 درصد افزایش یافت.

    ظرف یکسال اخیر در هلند (آمستردام) تعداد مصرف کنندگان این مواد از

     0.7 درصد در سال 1990 به 3.6 درصد در سال 2001 رسید. این مواد

    اکثرا در لابراتورهای غیر قانونی با کیفیت خیلی پایین (ناخالصی زیاد)

    تولید می‌شود. در آمریکا در سال 1991 ، 500 لابراتوار و در سال 2001 ،

     7500لابراتوار به ساخت این مواد مشغول بودند.

    آیا در ایران حکم قضایی برای مقابله با مصرف یا فروش

    قرص‌های روان گردان وجود دارد؟

    در 20 سال پیش در ایران چون این گونه مواد اعتیادآور رایج نبود، در قانون

    نیز اشاره‌ای به آن نشده بود. اما با رواج این مواد و تبدیل شدن آن به

    یک معضل اجتماعی قانون گذاران نیز به این مساله توجه کردند. از

    جمله در مصوبه‌ای که اعلام شد، (در تاریخ 24/7/83) لیستی از مواد نام

    برده شده و بندهایی مطرح گردید. از جمله بندهای آن این است.

        * برای ساختن ، حبس دائم.

        * برای فروختن یا به معرض فروش گذاشتن حبس جنایی درجه 1 ،

    از 3 تا 15 سال

        * نگهداری یا حمل غیر مجاز بیش از 10 گرم حبس جنایی درجه 1 ،

     3 تا 15 سال

        * نگهداری یا حمل غیر مجاز 10 گرم یا کمتر حبس جایی درجه 2 ،

     2 تا 10 سال

    چگونگی مقابله جوامع با مصرف قرصهای روان گردان

    با اینکه شروع و شیوع این مواد از کشورهای غربی بوده، و از آنجا به

    کشورهای شرقی کشیده شده، غرب برنامه‌های پیشگیری از مصرف

    را برای مردم خود چنان اجرا می‌کند که موجب کاهش شدید مصرف در

    این کشورها شده . مثلا در آمریکا از سال2001 تا 2003 میزان مصرف53

    درصد کاهش یافته‌است. مصرف این مواد در یعضی کشورها نظیر

    بلژیک  و هلند آزاد بوده و در برخی دیگر نظیر آمریکا ممنوع می‌باشد. از

    سال1993 تا 2000 ، 5500 کیلوگرم از این مواد در دنیا کشف شده

    است.

    مبارزاتی که در جامعه ما علیه مواد مخدر و از جمله نوع جدید و به

    مراتب بسیار خطرناک‌تر آن (قرصهای اکستازی) صورت می‌گیرد، بیشتر

    در حد انهدام مواد و یا آگاه سازی از مشکلات ایجاد شده پس از مصرف

    است. غافل از اینکه یکی از راهکارهای قابل توجه که باید بر روی آن

    سرمایه گذاری کرد، فرهنگ سازی در این زمینه و در نتیجه پیشگیری از

    این مشکل است. اینکه ریشه‌یابی شود، چرا بعضی از افراد جامعه ما

    که اکثرا جوان نیز هستند، به قرص‌های شادی‌آور روی می‌آورند؟ چرا

    حتی با آگاهی از مشکلات پس از مصرف ، باز گرایش بسیار بالایی

    برای استفاده از آنها وجود دارد؟

    چرا مردم به ویژه جوانان به مصرف چنین موادی روی می‌آورند؟ 

        * یکی از عاملهای مهم در این مورد ، عدم آگاهی کافی و کامل

    مصرف کنندگان از این مواد (مخصوصا قبل از مصرف) است. چنانکه در

    یک تحقیق انجام شده از مصرف کنندگان ، در پاسخ به این پرسش که

     قبل از شروع مصرف چه اطلاعاتی در این زمینه داشتید؟

        * 70 درصد مصرف کنندگان گفته اند: شنیده بودم که شادی آور و

     انرژی زاست.

        * فقط 28 درصد گفته‌اند که: می‌دانستیم اعتیاد آور است.


    عوامل دیگری که به نظر می‌رسد در حال حاضر در گرایش افراد

      مخصوصا نوجوانان و جوانان به مصرف مواد شادی آور نقش

    اساسی دارند

        * بیکاری جوانان

        * عدم برنامه و انگیزه کافی برای زندگی

        * عدم تحرک و جنب و جوش کافی برای تخلیه شدن انرژی جوان

        * اشتیاق برای درک حالتی متفاوت از زندگی روزانه

        * عدم مهارت نه گفتن در نوجوانان و جوانان.

        * عدم اعتماد به نفس.

        * افسردگی و دلزدگی از زندگی

        * عدم مهارتهای عملی برای اشتغال و برای زندگی

        * فرار لحظه‌ای از زیر بار مشکلات و ناراحتیها و کمبودهای عاطفی

     

    آیا می‌توان از مصرف موادشادی آور (جنون آور) در کشور

     جلوگیری کرد؟

    برای مقابله با این معضل که دامنگیر جوانان و خانواده‌ها شده است،

     اگر بخواهیم با روشهای معمولی جلوی مبادله و مصرف این مواد

    را بگیریم (همانند راههای مبارزه با مواد مخدر) راه به جایی نخواهیم

     برد، چرا که این مواد از مرز بخصوصی وارد کشور نمی‌شوند. بلکه از

     کشورهای مختلف و از طرق گوناگون وارد کشور ما می‌شوند و نیز به

    سهولت در آزمایشگاههای کوچک و حتی خانگی ساخته شده و عرضه

      می‌شوند و بر خلاف مواد مخدر که از فرد به فرد منتقل می‌شود، الگوی مصرف این مواد از گروه به گروه است. پس باید از منظر دیگر

     مشکل را حل کرد. 


    چشم انداز بحث

    چه کار کنیم و روی چه مداخلاتی کار کنیم تا مثلا 6 ماه بعد مقدار

    مصرف 20 درصد کمتر شود، یا مثلا یکسال بعد تعداد مصرف کنندگان

    نصف شود؟ یک راهکار عمده و مهم در این زمینه ایجاد اعتماد به نفس

     در جوانان است. اینکه جوان به جایی برسد که بدون دست

     یازیدن به اینگونه مواد به لذتی که خواهان است برسد.

        * تغییر نوع نگاه به زندگی در ایران و نیز حل مشکلات اساسی

     جوانان نظیر مساله اشتغال جوانان ، و مساله ازدواج جوانان.

        * ایجاد و گسترش باشگاهها و مجتمعهای ورزشی و تفریحی

    برای دختران و پسران

        * آموزش مهارتهای فنی و عملی برای اشتغال

        * ایجاد و گسترش زمینه‌های تحقیق و پژوهش ، تا جوان وقت و

    انرژی خود را به جای هدر دادن در چنین راههایی ، صرف آموختن و

    آموزش دیگران کند و به جایگاه اجتماعی و شخصیتی که گاه برای پر

     کردن خلاء آن به راههای دیگر روی می‌آورد برسد.