X
تبلیغات
ارامش - اضطراب کودکان

ارامش

توضیح مسایل روانشناسی

اضطراب کودکان

رابطه ضریب هوشی و اضطراب کودکان در محیط دندانپزشکی

رابطه ضریب هوشی و اضطراب کودکان در محیط دندانپزشکی
یکی از دغدغه ها و نگرانی های کودک والدین و دندان پزشک ترس و اضطراب کودک از خدمات دندانپزشکی استبه طوری که میزان ان را تا 43% گزارش کرده انداکنون برای کاهش ان تمهیداتی از قبیل اشنا کردن با خدمات ارتباط کلامی و غیر کلامی پرت کردن حواس تشویق و جایزه بی حسی سطحی و موضعی مناسبو در نهایت کاربرد دارو های ارام بخش و بیهوشی عمومی ارائه می شوداما اگر با این تمهیدات نتوان استرس کودکان را کاهش دادتبعاتی از قبیل عدم همکاری بیمار درمان دندان پزشکی نامناسب عدم مراجه و عوارض ناشی از عدمدرمان مناسب را به دنبال دارد.اولین گام برای کاهش یا رفع استرس کودک شناخت عوامل موثر بر ان است که در این بین به نظر می رسد ضریب هوشی نکته مهمی در در همکاری وی محسوب می شودچرا که بر اساس این نظریه احتمالا افراد باهوش قدرت انطباق با محیط از جمله خدمات دندانپزشکی را دارا می باشنداما در مورد نقش ان می توان گفت که گرچه تحقیقات مختلفی جهت شناخت نقش و ارتباط عوامل موثر بر ترس و اضطراب کودک انجام گرفته استاما در هیچ کدام نقش ضریب هوشی در نظر گرفته نشده است.مطالعه نشان داده است که ضریب هوشی با ترس کودک در محیط دندان پزشکی ارتباط داردبه این معنی که کودکان باهوش در محیط درمان از اضطراب بیشتری رنج می برند.
مطابق تعریف هوش یک مفهوم عام و متضمن توانائی فرد برای عملکرد هدفمند و مواجهه موثر با محیط است.در کودکان باهوشی که محیط دندان پزشکی برای انها به دلیل خاطره بد و یا شنیدن ان خاطره از دیگران و یا ترس از محیط ناشناخته و صدا های ناخوشایند است مواجه موثر فرار از این ناخوشایندی استکه با توجه به ذهن کودکانه انها این فرار به اشکال متفاوتی از جمله گریه. جیغ. مشت کردن. شیطنت.جدا نشدن از مادر.لگد زدن به دندانپزشک.پراتب کردن وسایل و غیره نمایان می شود که در کودکان با هوش این اشکال با شدت بیشتری بروز می کند که پژوهشگر با دیدن این عملکرد ها از کودک او را به عنوان یک کودک استرس دار می شناسند.
همچنین طبق تعریفی که در سال های اخیراز هوش ارائه شده است هوش براساس 4 محور سنتی و عمده که یکی از انها پردازش اطلاعات است متمرکز استدز نتیجه کودک با هوش اطلاعات و اثار محیط را سریع تر از دیگران گرفته و پردازش می کندبه همین دلیل تاثیر عوامل محیطی بر روان کودک سریعتر و بیشتر است.گیلفرد از پیشگامان نظریه چند بعدی هوش عقیده داشت که بر سه اساس می توان توانا ئی های هوش را تقسیم کرد که یکی از انها بر اساس محتوای اطلاعات پرداخته شده در ذهن کودک است به این معنی که اگر مثلا عملیات یاداوری باشد کودک اشکالی را که قبلا در کتاب دیده به یاد می اورد . بر طبق این نظریه کودک باهوش دارای حافظه قوی تری بوده و در نتیجه سابقه یک تروما و یا درد از محیط دندان پزشکی یا دندان پزشک با دیدن دوباره محیط در خاطر او مجسم می گردد.
بور.سارارسون.همبرنشان دادند که کودکان با سطوح مختلف هوشی از نظر تجربه اضطراب با هم متفاوت اند به این معنی که کودکان هوشمند از اضطراب ناتوا نزای بیشتری برخوردارندو در نتیجه این اضطراب توانایی تفکر منطقی از انها گرفته شده و از کودک اعمالی سر می زند که از نظر بزرگسالان غیر منطقی است.بدین ترتیب ضریب هوشی با بروز اضطراب رابطه دارد


اضطراب  
ترس و اضطراب احساسي است که از دوران کودکي ما را دنبال ميکند . اولين ترسي که به سراغ کودک ميايد ؛ ترس از دست دادن تکيه گاه و ترس از شنيدن صداهاي نابهنجار است . پس از آن , ترس از غريبه ها و چهره هاي جديد است . و هرگاه مادر به اين اضطراب کودک پاسخ صحيح ميدهد و به او اطمينان امن بودن را ميدهد ؛ بچه با اين احساس کامل ميشود و در دوران بزرگي ميداند که چگونه با ترس و اضطراب خود کنار بيايد . اما از آنجايي که ما هنگام تولد کودک چيزي از بچه داري نميدانيم , بنابراين نحوه برخورد با اين گونه معضلا ت را هم نميشناسيم و بالنتيجه عکس العمل هاي از خود نشان ميدهيم که بدين وسيله نگراني ها و ترسهاي ما هم به کودک منتقل ميشود

کودکان ميتوانند ترس و اضطراب خود را به صورتها گوناگون مثل ؛ عصبانيت , گريه , سکوت و حتي خواب نشان دهند . گاه آنها به خواب ميروند که ترس را تجربه نکنند . پدر و مادري که به ترس کودک خود آگاه نيست ممکن است طريقه برخوردش نسبت به ترس کودک طوري باشد که کودک هيچگاه نياموزد که اسم اين احساس ترس است , التهاب است و اسم چنين حالتي تشويش است

ترس پديده اي است که از بدو تولد ما را هم راهي ميکند و در پروسه رشد بر اساس شرايط محيطي ما اشکال مختلف به خود ميگيرد . در دسته بندي ترسها ما انواع مختلف آن را ميبينيم ؛ ترس از مرگ و بيماري و امثال آن که بر ميگردد به ميل ما به ادامه بقا . دسته ديگر از ترسها نيز وجود دارد که برميگردد به نحوه ديدگاه ها و تجربيات ما . به هرجهت فرار از ترس يک امر ناممکن است , چرا که با پايان هرفرم ؛ فرم ديگري از آن آغاز ميشود .بنابراين ياد گيري کنار آمدن با اين ترسها بسيار با اهميت ميباشد ؛ زيرا در غير اين صورت اين ترس هاي طبيعي ميتوانند تبديل به انوع بيماريهاي جدي شوند

داشتن ترس به مانند مبتلا شدن به بيماري سرماخوردگي ميباشد که هر کسي آن را به گونه ايي تجربه کرده است . داشتن اين ترسها گاه بسيار مفيد براي ادامه بقا ميباشد ؛ چرا که ما از اين طريق انگيزه ادامه زندگي براي فردا و آينده مان ميگيريم . و بعلاوه ابزار بسيار مفيدي است براي محافظت ما از خود . اما هنگامي که اين ترس به درجه بالاي خود برسد ميتواند تعادل سلامتي ما را در هم بريزد و اضطراب را شدت بخشد . بخصوص در کودکان ترس زياد مي تواند باعث پايين آمدن قدرت فراگيري ,لکنت زبان و بوجود آمدن انواع تيکها بشود . وجود اضطراب و تشويش در کودکان ميتواند در خواب خود را نشان دهد به طورمثال راه رفتن در خواب , گريه کردن و بي خوابي

در سنين دو يا سه سالگي کودک فرا ميگيرد چگونه عضلات بدن خود را کنترل کند ؛ اما اگر او دچار عارضه بالاي اضطراب و ترس بشود هيچگاه موفق به ياد گيري آن نميشود و تبديل به بيماريهايي مانند شب ادراري و عدم توانايي به نگهداري ادرار و مدفوع شود

در نوجوانان , آنجايي که بدن به دنبال تغييرات هورموني دچار اختلال ميشود ؛ مشکل اضطراب و تشويش , خود را به صورت بسيار شديدتري نشان ميدهد . درسنين بلوغ در دختران پيش از اينکه آمادگي ذهني داشته باشند تغييرات اندامي و رشدي اتفاق ميافتد . جنس مخالف براي آنها به گونه ايي مطرح ميگردد ؛ که همواره نگران متناسب بودن اندام خود ميشوند . و گاه اين اضطراب و نگراني به جايي ميرسد که به دليل عدم شناخت آن و نحوه برخورد به آن دچار ترس و عصبانيت و لجبازي ميشوند . آنها ممکن است مدتها خود را دراتاقشان زنداني کنند و ساعتها خود را با تکرار يک عمل مشغول کنند . البته که مشابه اينگونه عارضه ها در مورد پسران در حال بلوغ نيز صادق است

در نوجوانان مسئله بيماري تغذيه و غذايي خودش را بيشتر از هر دسته سني ديگري نشان ميدهد . به دليل تغييرات و رشد اعضاي بدن ؛ نگاه و تصورات جديدي براي نوجوانان نسبت به بدنشان بوجود ميايد ؛ و ممکن است نسبت به آن دچار وسواس بشوند

آنها همواره نگران هستند که مبادا زيبايي بدن آنها , به اندازه کافي کشش جنس مخالف را جذب نکند ؛ به همين دليل مشکلات تغذيه ميتواند خود را به شکل عدم خوردن و کشيدن گرسنگي تا مبتلا شدن به بيماري بيماري بولاميا که عواقب بسيار خطرناکي دارد ؛ نشان دهد .( بيماري بولاميا چنين است که فرد با بوجود آوردن عمل تهوع غذاي موجود در معده را تخليه ميکند که مبادا چاق شود .) در مورد پسران نيز ممکن است اين نگراني با زياده روي در ورزش خود را نشان دهد . که همه اينها ريشه دراحساس اظطراب و ترس دارد

در مورد نوجوانان حتي اين خطر وجود دارد که براي رفع اظطراب و نگراني خود به مواد مخدررو بياورند .بنابراي ميتوان ريشه به وجود آمدن اعتياد را در مشکل اضطراب و نگراني جستجو کرد

زماني که اضطراب شکل عميق تر و جدي تري به خود بگيرد اسامي و علائم جديدي به خود ميگرد . مثلا بيماري وسواس که بيشتربزرگسالان دچار آن ميشوند . هرگونه وسواس فکري و عملي هم ريشه درضطراب دارد که نه تنها در کودکان ونوجوانان بلکه در بزرگسالان به شکل خيلي شديدتري خود را نشان ميدهد . به خصوص در اين روزها که و ضعيت اقتصادي نابساماني هاي زيادي دارد , نگراني افراد براي از پس آمدن مخارج زندگي اشان آنها را دچار اضطراب و نگراني هاي زيادي ميکند . اضطرابها مي تواند به راحتي سيستم بدني انسانها را به هم بريزد , ميتواند آنها را دچار انواع بيخوابي ها , آسم , زخم معده و ناراحتي هاي روده بکند . هرگونه ناراحتي روان تني يک ريشه فکري دارد و از آنجايي که فرمانده بدن مغز است در جايي از بدن عکلس العمل خود را نشان ميدهد . به همين دليل هرگاه يک مشکل بدني به وجود مي آيد توصيه ميشود که در کنار پزشک به يک روان درمان گر هم مراجعه شود. بطور مثال گاه با يک جراحي ناراحتي در بدن مداوا ميشود , اما به محض اينکه شرايط روحي بيمار مجددا به هم ميريزد بيماري او خود را در جايي دگر از بدن بروز ميدهد . از داشتن اضطراب بالا حتي ميتواند به انسان احساس سکته قلبي و يا حالت غش بدست بدهد ؛ و هنگامي که به پزشک مراجعه ميشود پس از انجام آزمايشات متعدد او را نزد روانپزشک مراجعه ميدهند؛ چرا که پس ازاين آزمايشات پزشک متوجه ميشود که او به بيماري تشويش و التهاب و يا حمله اضطراب مبتلا شده که در حقيقت به دليل اضطراب و نگراني بسيار زياد است

اما چگونه اضطراب براي انسانهاي بزرگ به وجود ميايد ؟ يکي از دلايلي که توليد کننده اضطراب ميشود ؛ ترس از مسائلي که باعث شود فرد به خواسته هايش نرسد. ويا اينکه ترس از به خطر افتادن موقعيتها و سلامتي . دليل ديگري که ميتواند به اضطراب منجر شود مسئله سرکوب کردن نيازها و تمايلات جنسي ميباشد . به خصوص در فرهنگ ما که گاه صحبت کردن در مورد مسائل جنسي براي نوجوانان يک تابو ميباشد . حتي بين زن وشوهرها هم به خود اجازه نمي دهند تمايلات جنسي خود و عشق خود را به همسرش ابراز کند

با سرکوب شدن هر خواسته اي تمايل آن به ضمير ناخودآگاه سپرده ميشود و هر گاه نشانه اي از آن بروز کند ما دچار اضطراب ميشويم . درهر يک از ما دوقسمت تمايلي وجود دارد ؛ قسمت اول قسمت تمايل داشتن به يک لذت است و قسمت ديگر ترس از آن ؛ اينکه ديگران در مورد اين عمل ما چه قضاوتي انجام دهند و مهمتراز آن , آيا با به دست آوردن اين لذت دچار احساس گناه ميشويم ؟ به هر جهت با داشتن هرگونه لذتي که به ما احساس گناه دست بدهد , ما دچارترس از تحقير شدن ويا تنبيه قرار گرفتن ميشويم و به ناچار . اين ترس هميشه در ضمير ناخودآگاه ما وجود دارد

هر واقعه اي که در نگاه ما نامطلوب بنمايد , خاطره اش به مانند يک زخم در روان ما باقي ميماند . ضبط يک خاطره تنها درذهن ما صورت نميگيرد بلکه در تک تک سلولهاي ما باقي مي ماند . در روان درماني ما ميبينيم که هرگاه در هيپنوتيزها خاطره ايي زنده ميشود , اگر اين خاطره همراه با درد فيزيکي بوده است , آن قسمت از بدن که دچار آسيب شده است با تغيير رنگ خود را نشان ميدهد و دوباره آن قسمت بدن درد ميگيرد . يکي از روشهاي روان درمانان چنين است که با استفاده از متدها مختلف اين درد و احساسات منفي را از آن خاطره جدا مي سازند و تنها خود خاطره بطور مجرد باقي مي ماند

زماني که واقعه ايي ناگوار از گذشته به دليلي در ذهن ما زنده ميشود ما دچار اضطراب ميشويم . اما اگر ما فرا بگيريم که چگونه بر اوضاع دنياي دروني خود کنترل داشته باشيم , با بوجود آمدن هر واقعه ايي درسي از آن بياموزيم که در مواقع مشابه آن ديگر دچار سردرگمي و اضطراب نميشويم

به طور کلي انسان در کودکي داستانها، باورها و کليشه هايي در مورد زندگي براي خود فرا ميگيرد ؛ ولي زماني که اين کليشه ها ديگر کاربرد خود را نداشته باشند شخص دچار اضطراب و ترس ميشود . براي مثال: اگر فکر کند "من بايد خوب باشم تا همه من را دوست داشته باشد" و هر چه رفتار خوبي را ادامه بدهد ولي هنوز کساني باشند که او را دوست نداشته باشند و يا به او بي محلي کنند، دچار اضطراب ميشود. افرادي وجود دارند که به دليل يک تجربه ناگوار در زندگي تمام درها را به روي خود ميبندند وحتي از حضور در جامعه خودداري ميکنند که مبادا آن واقعه ناگوار يک بار ديگر در زندگي شان اتفاق بيفتد. که البته اين گونه افراد ميتوانند به راحتي مورد سوء استفاده و کنترل ديگران قرار بگيرند . خوشبختانه امروزه با پيشرفت علم روانشناسي مقدورگشته است که از طريق تکنيکها کوتاه مدت و دراز مدت برمشکل اضطراب و تشويش غلبه کرد . دو نکته بسيار مهم در اين زمينه : 1ــ براي برطرف کردن اضطراب دارودرماني به تنهايي کارسازنخواهد بود بلکه در کنار روان درماني ميتواند موثر واقع شود .2ــ فرد مراجعه کننده ميبايست به روان درمانگر خود اعتماد و ايمان پيدا کند ؛چرا که افراد مضطرب اغلب نه به خود و نه به ديگران اعتماد دارند . به هرجهت امروزه روان درمانگران با استفاده از تکنيهاي جديد و تمرينات مختلف ميتوانند مسئله اضطراب و تشويش را در بيماران برطرف سازند و يا کمتر کند


اختلال اضطراب جدایی در کودکان و نو جوانان

اختلال اضطراب جدایی یکی از اختلالات شایع روانپزشکی در سنین کودکی و اوایل نوجوانی است . کودکان مبتلا به این اختلال از جدایی از افراد نزدیک خود معمولا والدین به شدت  می ترسند  . این کودکان به شدت نگرانند زمانی که هنگام
جدایی از والدین  ، خود انها یا والدین شان اسیب یا صدمه ای ببینند و هرگز نتوانند همدیگر را پیدا کنند .این کودکان در هنگام جدایی یا پیش بینی جدایی شدیدا نگران می شوند و از شکم درد  ، سردرد و حالت تهوع شکایت  می کنند  . و دایما در تلاشند از موقعیت هایی که در انها احتمال جدایی از والدین وجود دارد اجتناب کنند . محققان دریافته اند که اختلال اضطراب جدایی دارای چهار بعد اصلی است .
این ابعاد عبارتند از  :
1 - ترس از تنها ماندن    2 - ترس از ترک والدین    3 - ترس از بیماریهای جسمی    4 - ترس از رویدادهای ناگوار
بعضی از کودکان مبتلا به اختلال اضطراب جدایی از تنها ماندن می ترسند  . کودکان خردسال می ترسند والدین شان انها را در قسمت های خاصی از خانه تنها بگذارند و والدین را مثل سایه  دنبال می کنند  . در هنگام روز کودک از تنها ماندن در یکی از اتاق ها یا در یکی از طبقات خانه می ترسد . دراین مواقع اگر کودک  با تکالیف  مدرسه  ، نقاشی  ، بازی و تلویزیون سرگرم شود می تواند تنهایی را تحمل کند اما گاهی اوقات سرگرمی ها و فعالیت های لذت بخش نیز کودک را ارام نمی کنند  .برخی دیگراز کودکان از ترک شدن توسط والدین  خود می ترسند . کودکانی که از ترک شدن می ترسند از موقعیت ها و مکان های خاصی 
اجتناب می کنند مگر انکه مطمین باشند یکی از والدین یا نزدیکان شان در کنار انها خواهد بود . برای مثال این کودکان نمی توانند  با
سرویس مدرسه به مدرسه بروند  ، در اردوهای تفریحی و جشن های تولد شرکت کنند و یا خارج از خانه بخوابند .
ابعاد دیگر اضطراب جدایی ، ترس از بیماریهای جسمی و ترس از رویدادهای نا گوار ، به تداوم اضطراب و ناراحتی کودک منجر می شوند شکایت های جسمی  که معمولا توسط کودکان مبتلا به اختلال اضطراب جدایی گزارش می شود  عبارتند از
سر درد -  دل درد - سرگیجه - خستگی - احساس بیمار بودن - احساس خفگی    .   .   .


بازي آشناسازي و انحراف فكر، درد و اضطراب كودكان بيمار را كاهش مي دهد


 

نتايج پژوهشهاي دانشگاه نشان مي دهد بازي آشناسازي و انحراف فكر در كاهش درد و اضطراب ناشي از پروسيجرهاي تزريقي كودكان موثر مي باشند.


 

طي روند درمان بيماري مزمن گاها كودك چندين مرتبه در بيمارستان بستري مي شود كه اين مساله هم براي كودك و هم براي والدين تنش زا مي باشد. به عنوان مثال در بيماري تالاسمي كودكان مبتلا براي حفظ حيات بايد تحت درمان مكرر تزريق خون قرار گيرند. قرار دادن كتتر داخل وريدي يكي از رايجترين پروسيجرهاي دردناك است و اغلب كودكان به ويژه كودكان خردسال چنين پروسيجري را استرس آورترين جنبه بيماري، بستري و حتي ويزيت سرپايي خود بيان مي كنند. بدين منظور در تحقيقي با عنوان بررسي مقايسه اي ميزان تاثير برنامه بازي آشناسازي و انحراف فكر برشدت درد و اضطراب پروسيجرهاي تزريقي و رضايتمندي والدين در كودكان سن قبل از مدرسه مبتلا به تالاسمي استان گيلان در سال 1386 لغايت 1387 كه از سوي يكي از دانش آموختگان مقطع كارشناسي ارشد رشته آموزش پرستاري گرايش كودكان انجام شد، به بررسي تاثير بازي و انحراف فكر بر كاهش درد اين كودكان پرداخته شد. 
                                                                                 


در اين پژوهش كه از نوع كارآزمايي باليني بود، 60 كودك 3 تا 7 ساله مبتلا به تالاسمي به طور تصادفي به 3 گروه ( 2گروه آزمون و يك گروه شاهد) تقسيم شدند. در گروه اول آزمون، بازي آشناسازي به مدت 10 تا 15 دقيقه قبل از انجام پروسيجر تزريقي و در گروه دوم آزمون، انحراف فكر حين پروسيجر تزريقي انجام شد. ابزارهاي مورد استفاده نيز شامل پرسشنامه اطلاعات دموگرافيك، مقياس خود گزارشي چهره اي اظطراب، پرسشنامه خود گزارشي ترسهاي باليني كودك، ابزار خود گزارشي درد پوكر چيپ، مقياس بررسي علائم رفتاري درد، چك ليست ثبت علائم فيزيولوژيك و فرم بررسي رضايتمندي والدين بودند. تجزيه و تحليل داده ها نشان داد كه ميانگين رتبه هاي درد و اضطراب، علائم رفتاري درد، رضايتمندي والدين و علائم فيزيولوژيك( نبض- تنفس) قبل از مداخله در سه گروه تفاوت معني داري نداشتند. اما بعد از مداخله بين سه گروه تفاوت معني داري حاصل شد. ميانگين رتبه هاي درد و اضطراب وعلائم رفتاري درد هم در گروه بازي آشناسازي و هم در گروه انحراف فكر كاهش معناداري را نشان داد. ميانگين رضايتمندي والدين نيز در هر دو گروه آزمون افزايش معناداري داشت. ميانگين تغييرات نبض و تنفس قبل و بعد از مداخله در گروه بازي آشناسازي كاهش معناداري نشان مي دهد اما در گروه انحراف فكر، ميانگين تغييرات نبض و تنفس قبل و بعد از مداخله تفاوت معني داري نداشت.
طبق نتايج پژوهش هر دو مداخله بازي آشناسازي و انحراف فكر در كاهش درد و اضطراب ناشي از پروسيجرهاي تزريقي كودكان و همچنين افزايش ميزان رضايتمندي والدين موثرند. لذا پيشنهاد مي شود كه پرستاران كودك براي ارتقاء ميزان رضايتمندي والدين و راحتي كودكان مبتلا به بيماريهاي حاد و مزمن كه مكررا تحت اقدامات درماني قرار مي گيرند، از روشهاي بازي آشناسازي و انحراف فكر استفاده نمايند.


برای از بین بردن اضطراب کودکان بهتر است به روانشناس مراجعه کنیم یا روان پزشک؟

ج: روان شناس با روانکاوی و روان پزشک با دارو اضطراب را درمان می کنند.
با توجه به آثار منفی داروهای شیمیایی توصیه می کنم ابتدا به روان شناس مراجعه کنید و اگر روانشناس تشخیص دهد برای درمان اضطراب به روان پزشک نیاز است بیمار را به او ارجاع خواهد داد.
روان شناسان افزون بر روانکاوی از روش های درمان طبیعی در برابر درمان شیمیایی برای از بردن اضطراب استفاده می کنند از جمله (( آرو ما تراپی))  که استفاده از روغن مخصوص و ما ساژ روی پوست است
((هیپنوتراپی)) تمرکز روی یک تصویر ذهنی تسکین بخش است.
(( رفلکسولوژی)) که از نقاط فشار در پاها استفاده می شود.
و ((شیاتزو)) که با نقاط سوزنی سرو کار دارد.


 

+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم تیر 1388ساعت 20:4  توسط غریبه اشنا   |